هاشميان و كيا را خودم به تيم ملى مى آورم -

ايران ورزشى - سومين حضور اريش روته مولر، مدرس آلمانى فدراسيون جهانى فوتبال در ايران بسيار خبرسازتر از دو حضور پيشين او بود. رفتن انگين فيرات از تيم ملى به باشگاه سپاهان و خلأ مربى در نيمكت تيم ملى ايران باعث شد تا خبرها درمورد حضور مولر در نيمكت تيم ملى ايران قوت بگيرد.علاقه مندى مولر به على دايى در كنار توجه سرمربى تيم ملى ايران به اين مدرس نام آشناى آلمانى و كارنامه پربار او همه و همه به شايعه حضور مولر در تيم ملى شدت بخشيدند. البته مولر اين موضوع را به شدت رد مى كند و مى گويد كه در ديدارهايش با على كفاشيان يا على دايى هيچ گاه موضوع مربيگرى او در تيم ملى ايران مطرح نشده است: «قسم مى خورم هرگز در اين باره حرفى زده نشد.» البته حرف هاى ديگرى هم براى فوتبال ايران دارد.
مربيان ايرانى هم مى توانند لژيونر شوند
بدون ترديد شما مى توانيد مربيانى داشته باشيد كه در خارج از فوتبال ايران هم مربيگرى كنند.
آنها به خوبى آموزش ديده هستند آنها مى دانند موضوع بر سر چيست. چرا مربيان ايرانى نتوانند در خارج از مرزهاى ايران مربيگرى كنند به باور من آنها از توانمندى قانع كننده اى در اين زمينه برخوردار هستند. در فوتبال اروپا مربيان با داشتن مدرك مربيگرى از سوى اتحاديه فوتبال اروپا اين امكان را مى يابند تا در همه كشورهاى اروپايى مربيگرى كنند. در آسيا يا آفريقا هم با پديد آمدن شرايط مشابه مى توان انتظار چنين چيزى را داشت. دنيا به سوى همين موضوع پيش مى رود و هر روز بازتر از گذشته مى شود.
دايى و باقرى تأثير گذار بودند
پيش از هر چيز نبايد از نظر دور داشت كه بازى در بوندس ليگا كار ساده اى نيست. حتى بازيكنان چينى و ژاپنى هم كه در آنجا توپ مى زده اند، كار سختى داشتند. همانند آنچه براى كريمى در بايرن مونيخ رخ داد. در نهايت براى آن كه بتوان خود را به تيم تحميل كرد، بايد به راستى بازيكن خوب و آماده اى بود و اين كار ساده اى نيست. شايد براى بازيكنان خارجى تازه وارد كار با مربيان جديد كه البته استفاده از بازيكنان داخلى را ترجيح مى دهند در ابتدا اندكى دشوار باشد. درمورد شرايط كنونى مهدوى كيا يا فصل پيش هاشميان هم روى هم رفته بايد بگويم كه همه چيز به كيفيت بازيكنان برنمى گردد. به عنوان نمونه بايد از فريد هلم فونكل پرسيد چرا او در اينتراخت فرانكفورت بازى نمى كند. شايد هم اين مربى براى اين موضوع دليل خاص خود را داشته باشد كه من از آن بى اطلاع هستم. روى هم رفته بايد بگويم ايرانى ها با بازيكنانى چون باقرى و على دايى تأثير مثبتى از خود و فوتبال ايران در بوندس ليگا به جاى گذاشتند و عملكرد خوبى داشتند. مهدوى كيا و هاشميان هم توانسته اند در فوتبال آلمان براى خود اسم و رسمى به هم بزنند. از ميان آنها عملكرد دايى را برجسته تر ديدم، حضور او در بايرن مونيخ يك استثنا بود.
كريمى را در بايرن زير نظر داشتم
كريمى را هم در بايرن زيرنظر داشتم. او شروع بسيار خوبى با بايرن داشت و خيلى زود به بازيكنى اصلى در تيم فليكس ماگات تبديل شد اما در ادامه نمى دانم برايش چه اتفاقى رخ داد كه ديگر با شيوه بازى موردنظر ماگات نخورد!
بوندس ليگا به ايرانى ها نياز دارد
درمورد آينده هم با اطمينان مى گويم كه بوندس ليگا به بازيكنان خوب ايرانى نياز دارد. اميدوارم كه لژيونرهاى ايرانى در فوتبال آلمان بيشتر شوند. اين همانند آنچه براى مهدوى كيا و هاشميان رخ داد، پيشرفت فوتبال آنها را هم در پى خواهد داشت. اين دو سال هاى سال است كه در فوتبال آلمان به سر مى برند و تجربه هاى زيادى اندوخته و پيشرفت زيادى هم كرده اند.
جلسه داشتم اما نه براى تيم ملى
با على دايى گفت وگو داشتم، با اين حال صادقانه بايد بگويم موضوع گفت وگو همين دوره آموزشى بود و كار براى فدراسيون فوتبال و البته AFC. با رييس فدراسيون و رييس آكادمى فوتبال ايران هم گفت وگو داشتم. بحث بر سر يك همكارى احتمالى ميان فدراسيون فوتبال ايران و آلمان بود، چرا كه پيش از اين نامه نگارى هايى ميان روساى فدراسيون ها صورت گرفته بود. بله با دايى گفت وگو كردم اما موضوع اصلى براى من نه گفت وگو با دايى كه همين دوره آموزشى بود. سوگند مى خورم كه كار در تيم ملى ايران برايم مطرح نبوده است. حتى در گفت وگو با رييس فدراسيون هم موضوع همين كلاس ها و همكارى هاى فوتبالى بين دو كشور بود. شما هنوز نمى توانيد از عنوان مربى تيم ملى فوتبال ايران در كنار نام من استفاده كنيد.
هاشميان و مهدوى كيا را مى آورم
اگر مربى تيم ملى ايران شوم، آن وقت درباره مسائلى از جمله بازگشت مهدوى كيا و هاشميان با دايى صحبت خواهم كرد.
ايران به جام جهانى مى رود
اين بدون شك خواسته شماست. كاملاً بر اين باور هستم كه ايران در جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى حاضر خواهد بود. من در جام جهانى گذشته هم با علاقه بازيهاى تيم ملى ايران را تماشا كردم. در آسيا هم ژاپن براى من همواره يك مدعى حضور در جام جهانى است. به نظر من ايران و ژاپن جدى ترين گزينه هاى مدعى حضور در جام جهانى هستند. در پى آنها هم كره جنوبى، عربستان سعودى و شايد هم چين و البته استراليا. اين آخرى را هنوز هم اروپايى مى دانم براى همين آن را فراموش كردم (باخنده).
براى من كه از دور همه چيز را در نظر دارم، حضور ايران در جام جهانى قطعى است و توقع و انتظار شما بايد همين باشد. مطمئن هستم ايران از پس آن برمى آيد.
بازديد : 125