ستارگان فوتبال در نقطه پايانى -

خبرورزشی-اينجا ميزگرد حلاليت در فوتبال ايران است که برپا شده است. اتومبيل را کنار درهاى قديمى امجديه که در آستانه 70 سالگى است پارک مىکنم. به داخل ورزشگاه مىآيم. توسط ميزبانان بامرام و مهربان جام يونس شکورى به داخل زمين هدايت مىشوم، از دور حجتا... جيرودى و عباس عبدالملکى را مىبينم که در کنار ميز هيأت ژورى نشستهاند. تماشاگران بسيارى از بازىهاى جام مرحوم يونس در روز پايانى استقبال کردهاند. آدم، بايد قدرتنمايى جعفر کاشانى 63 ساله را ببيند تا نشئه فوتبال شود، بايد روى چنگيز و خنده حقيقيان و حضور دکتر برومند را ببينى تا بغض کني، بايد در آغوش تيمسار نوآموز و مهدى حاج محمد و نصير رحيمى آرام بگيرى تا طعم شيرين آرامش را حس کني، بايد در چشمان جادويى پروين خيرهشوى تا تاريخ فوتبال را در درياى چشمانش به نظاره ببيني، اينجا امجديه است. ميزگرد حلاليت در جام يونس شکورى برپا مىشود. اين ما و اين گزارش مسابقات جام مرحوم يونس شکوري.
Iمىخواهيم تکرارى نباشيم
نمىدانم چرا هميشه اينگونه مىشود. وقتى صحبتعاشقانهها به ميان مىآيد همواره مىخواهيم که تازه باشيم. دلمان و خودمان را تکرار نکنيم اما مجال اندک است، معذرتخواهى ما را پذيرا باشيد. بعد از پايان مراسم تا زمان تحويل مطالب به سردبير محترم تنها نيم ساعت وقت داريم. در اين نيم ساعت نبايد هذيانى بگوييم. در اين نيم ساعت حق نوشتن حتى يک غلط کوچک را هم نداريم. در روزى که تاريخ فوتبال در امجديه ورق خورده است، تو حق تکرار شدن نداري. روزى که چشمانت به رخ همايون بهزادي، مسعود برومند، حميد جاسميان، جعفر کاشاني،على پروين، ناصر حجازي، حسين گازراني، حسن روشن، رضا رجبي، غلامحسين فرزامي، مهدى حاجمحمد، عليرضا حاجقاسم، حسين فرکي، هادى طاووسي، ناصر نوآموز، بيژن معتمدي، پرويز کاظمي، دکتر پرويز سيار، هادى آهنگران، حاج اسماعيل زرافشان، جهانگير کوثري، رحمان احمدي، حبيب زريننام، حاج محمد طالقاني، تيمور غياثى و... روشن مىشود، تو مىمانى و يک دنيا خاطره، خاطرات تنهايى و روزهاى پرغرور...
حاجمحمد، چشم و چراغ...
مهدى حاجمحمد 57 ساله و نصير رحيمي، 2 مرد بىريا و صميمى اين بازىها مثل پروانه به دور مدعوين و مهمانان مىچرخند و عاشقانه از همه پذيرايى مىکنند. لباسهاى تر و تميز، کت و شلوار بسيار موقر و آراسته آنها، 2 جنتلمن بزرگ را در ذهن تداعى مىکند. دست آنها در کار خير هميشه فعال است. آنها در اين راه تنها نيستند. پيشکسوتان بزرگ ديگرى هم در اين راه آنها را همراهى مىکنند که از آن جمله مىتوان به محسن حاجنصرا...، حسين فرزاني، منصور اميرآصفي، بيژن معتمدي، جهانگير کوثري، رضا آذرمى و ... اشاره کرد. با اين حال ديدن حاج محمد و رحيمى دل آدم را تازه مىکند. خدا خيرشان دهد که ميزگرد حلاليت در امجديه را آنها بانى بودند. خدا خيرشان دهد.
تشويق خبرورزشي
تا اسمشان يادم نرفته بگويم که فريدون برقي، منوچهر صالحي، محمود سجادي، ناصر شهسواري، پرويز ميرزاحسن و سعيد حقوردى هم بودند. در اين ميان فريدون برق هميشه دوشادوش جعفر کاشانى حرکت مىکرد. کاشانى بعد از عمل جراحى اسپونديلو آنکلوزان عالى و با وقار حرکت مىکرد. در اين لحظات، تماشاگران با معرفت هم دقايقى با تشويق جيرودى و عبدالملکى به خبرورزشى مهر و محبت ورزى خود را نشان دادند.
عکسهاى يادگاري
*عکسهاى يادگارى ديروز واقعاً پر از ياد و خاطره بود. جعفر تبريزى و اسماعيل زرافشان و صفر سرپرست ترتيب اين عکسهاى بسيار خاطرهانگيز را مىدادند. با هر باز و بسته شدن ديافراگم، تاريخ ورق مىخورد. هادى طاووسى و ناصر نوآموز 2 رئيس فدراسيون موفق تاريخ فوتبال کشورمان با هم به يادگار عکس گرفتند. اى خدا فراموش نکنيم. اگر اسمى را از قلم انداختهايم خودمان را نمىبخشيم. سعى مىکنيم به مرور هر اسمى را که به ياد آوريم، بنويسيم.
کاظمى هم آمد
وزير سابق رفاه هم با منوچهر صالحى آمد. او را در مراسم سازمان ملى قهرمانان هم ديده بوديم. به يادش آورديم که در آن مراسم هديه ويژه را از دست ايشان گرفتهايم و ايشان هم با محبت و خندهاش نشان داد که آن روز را به ياد دارد.
حجازى زود رفت
خوشتيپ و باوقار، سر وقت آمد اما زود رفت. ناصر خان کم حوصله است. از شلوغى هم زياد خوشش نمىآيد. عکس خودش هم رويايى است. آمد و به روح مرحوم يونس شکورى احترام گذاشت. به حاضران تعظيم کرد و زود رفت. باز دم او گرم که آمد و دم امجديه هم گرم که باز هم پذيراى او بود.
خاطره پروين از يک گل تاريخي
*پروين مىآيد، صورتش را مىبوسم، گرم احوالپرسى مىکند. به من مىگويد "آقاى تاريخ"!
با دوستانش آمده است. هدايتى و حسين محمدى با او هستند، بغضم را خالى مىکنم که علىآقا، در اين مملکت ميليونها نفر ابراز محبت عشقشان را روى پاى شما ريختهاند اما من از کودکىهايم خاطره دارم و از گلهايش در دهه 50 و 60 حرف مىزنم،حس نوستالژى علىآقا گل مىکند که تو بچه عارف هستي؟
در جوابش مىگويم بله و ادامه مىدهد که "گلم به شهربانى را اينجا به ياد داري؟" اشاره دستش به زمين شماره يک امجديه است و خودش جواب مىدهد که "نه بابا، آن وقت که تو به دنيا نيامده بودي"! از داستان زندگيش مىگويم که قرار است به صورت پاورقى در خبر جمعه چاپ شود. از مرگ حاجاحمدآقا در سال 1350 مىگويم. پروين مىگويد از يونان آمده بوديم، هر 2 گل را من به کويت زدم، مىگويم يک گل! مىخندد و مىگويد آن گل ديگر را هم من زدم اما به پاى کس ديگرى گذاشتند! على پروين با حضورش همه امجديه را به هم ريخت.
عمرى از کودکى من و نسل قبل از من را، همين رؤياى على پروين به هم ريخته بود. به دلم نمىآيد از پيش او بروم. مىگويد ميدان را خالى کردهايد، چرا من شما را اينقدر کم مىبينم؟ و به او مىگوييم علاقه ما به او در قلبمان نهفته است، مثل بعضىها، هرهرى مذهب و پيرو مسلک باد نيستيم، هر جا که نسيم دلنوازترى باشد راه نمىرويم، پروين ريشه فوتبال ماست، چه در پرسپوليس و چه در استيلآذين.
گلهگذاري
*عباسآقا رفت. او مىخواست به کار روزنامه برسد و سر و سامانى به کار بدهد. آقاى جيرودى هم در حال رفتن بودکه حاج محمد و نصير رحيمى مانعش شدند. من ماندم و مدير نشريه و "اکبر" از کرمانخودرو و رضا رجبى وگلهگذارى رضا رجبى که من مهمان ويژه خبرورزشى در مراسم بازى دوستانه يادبود مجيد سبزى بودم اما مرا فراموش کرديد... آقاى جيرودى حق را به او مىدهد. "اکبر" چند سال است در کرمانخودرو مسابقات بسيار خوب و باکلاسى را به نام پيشکسوتان برگزار مىکند.
دکتر صميمي
*دکتر سيار صميمى و گرم، پشت ميز نشسته است و وقتى به او مىگويم در حلقه پيشکسوتان فوتبال، مفقودهاى به اسم دکتر پرويز سيار را داشتم مىخندد و با هم قرار يک جلسه همکارى را مىگذاريم. دکتر سيار از جمع داوران قديمى بود و مصطفى اعتمادى هم بود، جواد فهيمىراد را هم مثل هميشه خوب و گل و بامعرفت درکنار بزرگترها به قضاوت بازىها پرداخت.
يک بار ديگر از جا افتادهها
*بار ديگر اسامى را مرور مىکنم. اين بار با نصير رحيمى اسمها را مرور مىکنيم. خدا ما را ببخشد اگر اسمى از قلم افتاده باشد، اما از فدراسيون فوتبال، نبي، تاج و شاهحسينى هم هستند. شاهحسينى صميمانه با ما برخورد مىکند. مىگويم قاطعيت شما در اجراى احکام ما را شاد مىکند! به جز اين سه مرد اهل فدراسيون، مردان ديگرى هم هستند. قاسم پناهگر، نيکخواه بهرامى عموى مرحوم آيدين، احمد منشىزاده، فريبرز اسماعيلي، محمد توانايي، سهامالدين ميرفخرايي، اکبر افتخاري، امير حاجرضايي، بهزاد کتيرايي، سعيد نحوي، دوست عزيزم حسين رحماني، مجيد حلوايي، مرتضى شرکاء، هادى نراقي، محمد فرهنگدوست، بهرام مشتاقي، محمد رياحى و... جمع غيرفوتبالىهاى بزرگ مثل طالقاني، تيمور غياثي، محمد فرهنگدوست و بهرام مشتاقى جمعجمع است. در اين ميان دوستان خوبم عليرضا دهقانى و اميد گلمکانى در تهيه گزارش ياريم مىکنند. دوستان محبت دارند، جمع پيشکسوتان همه چيز دارد، عشق و ترنم طراوت بيشتر روى سر آدمها حرکت مىکند. روز خوبى بود. آنها که اين روز را ساختند پاينده باشند.
ردهسنى بالاى 55 سال افتخار شاهين
*در رده سنى بالاى 55 سال تيم شاهين با يک گل اکباتان را شکست داد و قهرمان شد. در اين رده تيم ستاد مشترک و تهرانجوان هم به عناوين سوم و چهارم رسيدند. در اين دوره هادى آهنگران از تيم اکباتان با 10 گل آقاى گل رقابتها شد و سهامالدين ميرفخرايى هم از تيم هماى دهدارى کاپ اخلاق بازىها را به دست آورد.
ردهسنى بالاى 60 سال درخشش کاشاني
جعفر کاشانى با تيم فوتبال شعاع خوش درخشيد. در اين بازى تيم شعاع، نادر را برد اما به مقام دوم رسيد چرا که مسابقات رده سنى بالاى 60 سال، دورهاى بود و قبلاً تيم راهآهن قهرمان شده بود. در اين رده کاظم حيدرزاده، از تيم راهآهن با به ثمر رساندن 9 گل عنوان آقاى گلى رقابتها را به دست آورد. مرتضى شرکا از نادر و کيوان نيکنفس از شعاع هم بازيکنان برگزيده اخلاق شناخته شدند.
رده سنى بالاى 50 سال ظهور درخشان پاسىها
*در رده سنى 50 سال به بالا تيم فوتبال پيشکسوتان پاس با درخشش قابل توجه يارانش 7 - يک بانک تجارت را برد و قهرمان شد. براى تيم پاس غفور کاظمى 3 گل زد و گلهاى ديگر را حسين فرکي، محمود حقيقيان، حسين طلاجويان و فرامز عزتى به ثمر رساندند. پاسىها در اين بازى عالى کار کردند. غفور کاظمى در پايان با به ثمر رساندن 21 گل آقاى گل رقابتها شد و عبدالعلى چنگيز از استقلال و فرامرز عزتى از تيم ياران پاس، مردان اخلاق اين دوره از رقابتها لقب گرفتند.
تقدير از خبرورزشي
در پايان مراسم به جز اهداى جوائز و لوح يادگارى از خبرورزشي، به خاطر هميارى در امور پيشکسوتان تجليل شايان توجهى به عمل آمد.
بازديد : 58