حرف هايى از جنس برنامه ۱۲۰ صفحه اى -

ایران ورزشی-انتخاب اميرقلعه نويى به عنوان يكى از گزينه هاى مربيگرى تيم ملى پس از ناكامى در رقابت هاى جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۷ امرى غيرقابل باور است به شكلى كه در اكثر محافل ورزشى نگرانى از ورود مربى ناكام دوباره روى نيمكت تيم ملى ديده مى شود.
فارغ از اين مساله كه با چه ذهنيتى نام سرمربى سابق تيم ملى دوباره در جمع گزينه ها قرار گرفت مى توان از اين مساله حتى درصورتى كه روى ندهد به عنوان يك نمونه نادر نام برد، به اين دليل كه تاريخ چنين مى گويد كه اكثريت مربيان ناكام ديگر به تيم مذكور برنمى گردند (حداقل به اين زودى) حتى اگر مصلحت هم ايجاب كند پس از مدتى طولانى و كسب تجارب ارزنده دوباره تن به اين مسووليت مى دهند.
به طور تقريبى از ناكامى تيم ملى ايران در جام ملت هاى آسيا نزديك به هشت ماه مى گذرد و از زمان بركنارى امير چيزى حدود ۶ ماه گذشته است.
در اين مدت امير در يك كلاس آموزشى به همراه ساير مربيان ايرانى شركت كرده كه روته مولر آلمانى همان طور كه به تك تك شاگردان خود در اين كلاس نگاه انداخته به امير هم لبخند زده، پس از آن امير قلعه نويى سفرى به آسياى ميانه داشت تا در بازديدى، سرى هم به دوستش در باشگاه پاختاكور ازبكستان بزند، حرف و حديث درباره آن سفر بسيار بود اما سرانجام امير دوباره به پايتخت برگشت تا بحث همكارى اش با مس كرمان جدى تر از قبل دنبال شود. از نيم فصل با مس دوباره به فوتبال برگشت از چهار بازى هشت امتياز به دست آورد تا كرمانى ها او را نجات دهنده تيم مس خطاب كنند.
موفقيت در كرمان اطرافيانش را به اين فكر انداخت كه دوباره ماجراى تيم ملى را در ذهن او تازه كنند. امير كه در تب تيم ملى مى سوخت با حضور در برنامه پر حرف و حديث نود پرونده خاك خورده زمان حضورش در تيم ملى را براى چندمين بار باز كرد تا بر طبل بى گناهى اش بكوبد. فرم هاى هميشگى، حرف هاى تكرارى و يك ادعاى جديد حاصل تلاش قلعه نويى در استوديو برنامه نود بود. امير در لابه لاى حرف هاى خود حرفى به زبان جارى كرد كه هنوز هيچ كارشناسى پى به معناى آن نبرده:«من بر اثر گذشت زمان حالا پخته تر شدم و اگر به من فرصتى دوباره داده شود مى دانم چه كار كنم!»
سوال بى پاسخ در مقطع فعلى اين است كه امير از چه زمان سپرى شده اى سخن مى گويد؟ كدام ميدان مبارزه پختگى را براى او به ارمغان آورده كه حالا چنين ادعايى مى كند؟
آيا حضور چهارهفته اى با مس، نبرد با تيم هايى چون پاس، استقلال، ذوب آهن و استقلال اهواز امير را به اين سو هدايت كرده كه تجربياتش افزوده شده يا سفر تفريحى- سياحتى به ازبكستان وى را به اين سمت كشيده است!
امير با ايراد اين جمله افكار عمومى را به فراموشى سپرد چون مردم با دنبال كردن اخبار بين الملل يقين دارند هيچ مرد ناكامى پس از گذشت ۶ ماه ادعا نمى كند پخته تر شده؛ اگر چنين بود پيش از او نام هايى به مراتب بزرگتر از امير چون واندرلى لوكزامبورگو، پكرمن، تروسيه، زاگالو، بورا، زاكه رونى، هوليه، سانتينى، دينوزوف، پاسارلا، امه ژاكه، كوپر و دل بوسكه چنين حركتى انجام مى دادند.
نام هاى ياد شده كه هر يك داراى افتخاراتى درخور توجه هستند هيچ گاه مدعى نشدند قابليت هاى بى نظيرى دارند و براى تيم ملى كشورشان بهتر از خود گزينه ديگرى وجود ندارد. حقيقت ماجرا اينجاست كه در فوتبال به اصطلاح حرفه اى ايران باورهاى غلطى وجود دارد كه اين باورها در حال حاضر تبديل به عادت شده و چنين اتفاقاتى را رقم مى زند.
اما ديدگاه هاى ديگرى هم در اين مساله وجود دارد؛ جلال چراغپور كارشناس فوتبال ايران محتواى مطلب فوق را كاملا مى پذيرد اما با نگرش ديگر به اين موضوع مى پردازد:«فوتبال ما در شرايط فعلى مشكل پختگى ندارد. فوتبال ما مشكل بى سوادى دارد! با شاهد گرفتن تاريخ به شما اثبات مى كنم كه مشكل ما نبود سواد و دانش است! آيا در زمان مربيگرى على پروين در راس هرم تيم ملى كه مقابل ژاپن در ۷ دقيقه نتيجه را به تيم مقابل واگذار كرديم از پخته نبودن على پروين رنج برديم يا نبود دانش در گردش فنى! در آن ديدار ژاپنى ها با دسترسى به دانش روز يك تعويض ايده آل انجام دادند تا بازى را به سود خود پايان ببرند.
آيا در زمان سرمربيگرى جلال طالبى در بازيهاى لبنان مشكل پختگى سرمربى را داشتيم؟ آيا در زمان مربيگرى ناصر ابراهيمى، محمد مايلى كهن و همايون شاهرخى مشكل عدم پختگى را داشتيم يا نبود دانش فنى در گردش مربيان حاضر در تيم ملى!
فوتبال ايران در زمان هاى متعدد و ادوار گذشته ضربه هاى جبران ناپذيرى از نبود علم و دانش نزد كادر فنى خود متحمل شده حتى در جام جهانى ۲۰۰۶ ايران در اثر به روز نبودن دانش برانكو از عرصه رقابت حذف شد، در زمان مربيگرى امير قلعه نويى نيز از همين ضعف ضربه خورديم. ما در كادر فنى امير قلعه نويى هم مهره پخته داشتيم، هم مربى نسل جوان، هم مربى سوپر جوان داشتيم اما يك عنصر اصلى را نداشتيم و آن چيزى نيست جز دانش فنى!»
جلال چراغپور در بخش ديگرى از برداشت فنى اش در اين ماجرا مى گويد:«ما بايد پرسش را پاسخ دهيم نه اينكه ناباورانه صورت مساله را پاك كنيم. بايد بپذيريم كه دانش موجود در فوتبال ما با استاندارد جهانى فاصله بسيار دارد، دانش فنى ما باعث شده سطح تيم ملى ما پايين بيايد. در ليگ برتر اين نبود دانش فنى را مى توانيم با وارد كردن مهره هاى خارجى ارتقا دهيم و دانش در گردش را بالا ببريم اما فدراسيون فوتبال و امير قلعه نويى بايد با مردم روراست باشند و دوباره به سراغ حرف هاى عوام فريبانه نروند.
اينكه مربى بركنار شده در شرايط فعلى مدعى شود كه من پخته تر شدم و تجارب بيشترى به دست آوردم دقيقا مثل برنامه ۱۲۰ صفحه اى يك نوع فرافكنى است. من هيچ منافعى ندارم كه از حرف زدن واهمه داشته باشم. اين حرف ها از همان جنس برنامه ۱۲۰ صفحه اى است. مشكل فوتبال ما پختگى نيست. اگر اين طور بود با مدرسه پيرمردها مى توانستيم هر چهار سال يك بار مسافر جام جهانى باشيم. از شما مى پرسم در ديدار استقلال- سايپا چه دانش در گردشى ديديد؟ به عقيده شما اين فوتبال ما از كجا تغذيه مى شود؟ عنصرى به نام آموزش در فوتبال ما وجود ندارد، متاسفم كه اين حرف را مى زنم اما زنجيره اى از كم فهمى در فوتبال ما وجود دارد كه اجازه رشد را از فوتبال گرفته است.»
بازديد : 49