نيامدم استقلال تا فيلم هندى بسازم -

خبرورزشی-فيروز کريمى چه ببرد و چه ببازد سوژه است. حرکت عجيب او که در فوتبال ما کمتر ديده شده بعد از بازى با نفت آبادان، موافقان و مخالفان زيادى داشت و البته نارضايتى چند بازيکن استقلال را هم در پى داشت. با سرمربى استقلال در مورد اين حرکت و ساير مسائل روز باشگاه استقلال مصاحبه مفصلى انجام دادهايم که مىتواند بيانگر مسائل بسيارى باشد. به هر حال بايد به فيروزخان هم حق داد که از خودش و اقداماتش دفاع کند. مصاحبه اختصاصى خبرورزشى با اين مربى مطرح، پيشروى شماست. از خواندن اين مصاحبه به طور حتم لذت خواهيد برد:
حضور فيروز کريمى چه اثرى در استقلال داشته است؟
به نظرم از نظر فوتبالى يکى از تاکتيکىترين بازىهاى ليگ را ارائه داديم. فوتبال زيبا، هدفمند با سرعت بالا که البته بدشانسى در آن نقش بالايى را بازى کرد. دو بازيکنم در فرم مطلوب نبودند .
اما هيچ وقت از من نمىشنويد که به دليل اشتباه فردى باختيم. اعتقاد دارم که بايد بيشتر کار کنيم با اين حال همه شاهد بودند که در اين مدت من تمام تلاشم را به کار بستهام و مطمئن هستم که استقلال بهتر مىشود. برنامه خوبى براى آينده دارم و اطمينان مىدهم در ادامه کار روند روبهرشدى خواهيم داشت و اين فوتبال زيبا را همراه با نتيجهگيرى خوب توأم مىکنيم. در همين جا اعلام مىکنم بدون احتساب امتيازات نيمفصل اول، استقلال در نيمفصل دوم قهرمان ليگ خواهد شد و فوتبالى ارائه خواهيم داد که به تأييد همه کارشناسان برسد.
شما به ضعيفترين تيم ليگ باختيد که بيشترين باخت را در ليگ دارد و اين باخت شخصيت استقلال را خراب مىکند.
شخصيت استقلال را بازيکنان رقم مىزنند و شخصيت استقلال پيوسته به شخصيت بازيکنان است. بازيکنان بايد مراقب شخصيت تيمشان باشند. آنها اگر نتوانند شخصيت استقلال را برگردانند، شخصيت خودشان هم خراب خواهد شد. مسلماً شرايط اگر براساس همين روند پيش برود، آنها بيشتر از استقلال متضرر مىشوند اما من مطمئن هستم که با جابهجايى که در تيم به وجود مىآورم و سپرى شدن دوران بدشانسىهايم بر مشکلات غلبه مىکنم.
از کدام بدشانسىها حرف مىزنيد؟
تمام دقايق بازى ما مقابل صنعتنفت بدشانسى بود. ضربه فرهاد مجيدى اگر گل مىشد بازى تمام بود. اگر شفيعى سُر نمىخورد به گل مىرسيديم، اگر يوسفى از موقعيتش بهتر استفاده مىکرد و...
پس از بازى يکى از کارشناسان صحبتهاى تندى عليه شما کرد که حتى مربيگرى کريمى را زير سئوال برد!
صحبت با عمل دو امر کاملاً متفاوت است. عمل مختص مردان زنده است اما حرف مختص مردان سوخته که با حرف زدن زنده هستند و عملى در طول زندگيشان از آنها ديده نشده است. حرف زدن آن هم بدون آنکه منشأ امرى قرار گيرد، کار مردان سوخته است. سختترين کارها را نمىشود با حرف درست کرد، بلکه بايد با کار، بحرانى را به موفقيت تبديل کرد. ما اينجا آمدهايم که کار را درست کنيم و مطمئن باشيد کريمى مىتواند استقلال را درست کند اما در اين راه هستند عدهاى که چوب لاى چرخ کار ما مىگذارند و آنها هم به دنبال اين هدف هستند که زنده شوند و دوباره مطرح شوند. به هر حال هر کسى در اين دنيا کارى انجام مىدهد.
اين عده حتى مربيگرى شما را با آن موفقيتهايى که در دوران مربيگرى خود کسب کردهايد، زير سئوال مىبرند.
در مورد فوتبال حرف زدن براى کسانى که محلى از اعراب ندارند نمىتواند مرا زير سئوال ببرد.
حاجرضايى حضور شما را در استقلال حتى به ضرر اين تيم دانست؟
اگر آقاى حاجرضايى شناختى از فوتبال داشته باشند، متوجه مىشوند که هنوز خيلى زود است درباره تفکرات من در استقلال اظهار نظر نمايند. فکر مىکنم جابهجا کردن تفکرات در يک تيم که حتى آن را خودت هم نبستهاي، زمان مىخواهد با اين حال آقاى حاجرضايى نظر شخصىاش را گفته است. به هر حال بايد فرقى بين فن زدن و نشستن و گفتن «لنگش کن» باشد.براى حاجرضايى خيلى احترام قائل هستم اما وقتى مىخواهد مرا تخريب کند ساکت نمىنشينم. آقاى حاجرضايى همين امروز بيايد استقلال را تحويل بگيرد و تا پايان فصل هم زمان دارد تا استقلال را درست کند آيا اين شرايط را قبول مىکند؟ حتى اگر يک سيستم را به کامپيوتر بدهيد يک ساعت زمان مىبرد تا سيستم در کامپيوتر دانلود شود اما شما چطور انتظار داريد که من در کمتر از 8 جلسه بخواهم استقلال را طبق دلخواهم درست کنم.
ايشان مىگويد چون شما مدرکA نداريد حرکات غيرحرفهاى انجام مىدهيد!
حقانيت مربيگرى من 15 سال پيش در قهرمانى آسيا مشخص شد. لازم نمىبينم در مورد قهرمانىهايم آن هم در حالى که مربى تيمى غير از دو تيم پرسپوليس و استقلال بودم، حرف بزنم.
کاش آقاى حاجرضايى ايراد ديگرى به غير از انتقاد فنى از من مىگرفت تا بتوانم جوابش را بدهم اما در مورد مسئله فنى اجازه مىدهم بين من و شما، مردم قضاوت کنند و در مورد کارنامه شما و من هم اهالى فوتبال نظر بدهند.
از دستيار شما ساکت الهامى هم خيلى انتقاد شده است.
من آنقدر در فوتبال بودهام که بدانم چه کسى را دستيار خود کنم و دستيارانم اکنون هر کدام مربيان موفقى شدهاند. ساکت الهامى هم يکى از بهترين دستيارانم در دوران مربيگرىام است. در آينده خواهيد ديد که الهامى چه مربى بزرگى خواهد شد. اجازه بدهيد در مورد مسائلى که تنها به خودم مربوط است مثل دستيارانم به کسى پاسخ ندهم. از قديم گفتهاند که نمىشود دهان مردم را بست. الهامى در تيمهاى ابومسلم، راهآهن و فصل قبل در استقلال مربى بوده است که گويا حاجرضايى اطلاعى از اين مسئله ندارد.
و انتقاد آخر حاجرضايى اين بوده که گفته شما کارى کردهايد تا دفاع استقلال با وزش يک نسيم ويران شود، در اين مورد چه حرفى داريد؟
من فقط احترام موى سفيد اين آقا را دارم. کسى از من انتقاد کند که کارنامهاى در عالم مربيگرى دارد به خدا ناراحت نمىشوم اما نمىدانم چگونه اينها 21 سال مربيگرى مرا مىخواهند زير سئوال ببرند. اين کار حرکت قشنگى نيست. آقاى حاجرضايي! خواهش مىکنم ديگر در مورد من حرف نزنيد چون من هم از شما انتقاد مىکنم.
شما پنج دفاع بسيار خوب داريد که فقط مىتوانيد از دو دفاع استفاده کنيد هر بار هم که کسى را بيرون مىگذاريد حرف از رفتن آغاز مىشود، تا کى اين مسئله را حل خواهيد کرد؟
در مورد اين داستان با بچههاى تيم صحبت کردم. اين حرفها تفکر برخى از دوستان است. طبق گفته شما ما فقط از دو دفاع مىتوانيم استفاده کنيم و چارهاى هم نداريم. مسلماً بچهها همه خوب هستند، طبيعى است که سه بازيکن فرصت بازى پيدا نکنند اما من اين مشکل را حل مىکنم و از نفرات بيشترى استفاده خواهم کرد. اين رفتن و آمدنها زائيده تفکر برخى از دوستان است. همه مىدانند که نيمکتنشينىها دليل فنى نداشت بلکه به دليل شرايط تيم بود. همه بازيکنان مورد تأييد من نيستند بلکه بنا به شرايط موجود از آنها استفاده مىکنم تا دچار نسيم و واژههايى چون نسيم و گل و بلبل نشويم.
منصوريان خوب بازى نمىکند، چه اصرارى است او را بازى دهيد؟
على در انجام شرح وظايفى که من به او دادهام بسيار خوب کار مىکند.
مىتوانيد توضيحى در مورد اشتباه منصوريان در گل سوم بدهيد؟
اگر قرار شود هافبک اشتباه کند و دفاع هم تماشا کند همين مىشود که ديديد. منصوريان اشتباه کرد، دفاع چرا کارش را انجام نداد؟!
مگر قرار است همه اشتباه کنند؟
تا اشتباه صورت نگيرد گلى زده نمىشود اما دفاع حق اشتباه ندارد ولى در آن صحنه اشتباه کرد.
استاندارد دوندگى در اروپا 14 کيلومتر است و در آسيا 10 کيلومتر اما منصوريان در اين بازى کمتر از 5 کيلومتر دوندگى داشت؟
على منصوريان در اين بازى بيشترين دوندگى يک بازيکن در يک فصل را داشت. براى اثبات حرفم حاضرم زمان دوندگى على را به کامپيوتر بدهم.
شما هميشه مىگوييد هافبک دفاعى بايد در موج سوم دفاع حضور پيدا کند تا پشت مدافعان را جمع کند اما منصوريان حتى يکبار هم اين کار را نکرد؟
شما درست مىگوييد اين اعتقاد من از هافبک دفاعى است و على هم به بهترين شکل اين کار را انجام داد. به عقيده من منصوريان بهترين بازىهاى دوران بازيگرىاش را در اين فصل انجام مىدهد.
شعار اين که يک جوان بگذاريد اشتباه کند را بارها از شما شنيدهايم اما هميشه طالبلو دروازهبان استقلال و هميشه هم سوهان اعصاب و روح تماشاگران است.
وحيد هم جوان است اما دچار مشکل روحى شده و بايد به او کمک کرد. شرايط براى او مهيا نيست و بايد شرايط را برايش مهيا کرد تا به روزهاى خوبش برگردد. طالبلو نشان داده است که دروازهبان بزرگى است و بايد از اين دستانداز رد شود.
اما او از شما در برنامهاى که مجرى آن هم فوتبالى است به شدت انتقاد کرد.
نمىدانم کدام برنامه را مىگوييد. اگر منظورتان برنامه آقاى کوثرى است که ايشان خودشان هم سابقه بازى در استقلال را دارد و با شرايط آشنا است. تعمدى در کار او نمىبينم. من آن شب بيمارستان بودم اما شنيدم که گفته مىشود که حرکت آقاى کوثرى استثنايى بود.
چرا تکليف نيمکت استقلال را يکسره نمىکنيد، يا شما يا حجازي، دو ناخدا نمىتوانند يک کشتى را هدايت کنند.
چرا حرفى از ساکت الهامي، آتيلا يا صادق نمىزنيد. آنها هم در تيم نقش تعيين کنندهاى دارند.
اما نظر آخر را شما و حجازى مىدهيد.
نه... هر کدام از آنها نقش اساسى را در تيم دارند و مثل من رأى مىدهند. من چه کسى را بهتر از حجازى براى مشورت دارم، شما مىگوييد سراغ چه کسى برويم که بهتر از ناصرخان که مربى بوده است، باشد؟
اما حرف آخر را يک نفر بايد بزند؟
همه تيمها مديرفنى دارند. در کشور خودمان منصور پورحيدرى مگر مديرفنى نيست و روى نيمکت نمىنشيند؟ ما گروه خوبى هستيم و به راحتى با هم کار مىکنيم.
بالاخره با استقلال چه کار مىکنيد که با وزش نسيم ويران نشود؟
من مرغ نسيم هستم و هميشه هم از نسيم خوشم مىآيد اما هيچ وقت توفان در مزرعه ديگران نمىاندازم.
يک شعار قديمى مىگويد تنبيه براى همه، تشويق براى يک نفر اما شما اين شعار را هم زير پا گذاشتيد؟
حرکت آن روز من تنبيه نبود و نمىدانم چرا مدام مىگويند تنبيه، اين کار براى کسانى بود که حدس مىزدم توان داشتند اما در زمين توانشان را نشان ندادند. غير از اين چهار، پنج نفر، دو نفر هم که آن موقع زير دوش بودند را بعداً در بيابانهاى کنار آزادى دواندم و دو نفر ديگر هم در سر تمرين دواندم.
درست اين بود که شما همه را مىدوانديد.
فيلم هندى درست نمىکنيم، مىخواهيم بزرگترين تيم ايران را درست کنيم. ما دنبال اصل مطلب هستيم. اين جمله تحقير بازى با الفاظ است. اين حرف شأن بازيکنان نيست، بازى با الفاظ است، آيا شأن 70 هزار تماشاگر که در ورزشگاه گريه کردند و 20 ميليون طرفدار که ناراحت سر بر بالين گذاشتند، مهم نيست اما شأن من و بازيکنانم مهم است. شأن من، کمکها و بازيکنان در مقابل مردمى که ناراحت و عصبى شب را سپرى کردند، مهم نيست. از اين به بعد اگر کسى جانش را در استقلال کف دستش نگذارد هيچ شأنى برايش باقى نخواهد ماند.
يکى از اين بازيکنان در حالى که گريه مىکرد، مىدويد؟
جمعه شب هيچ کس به اندازه من تحقير نشد، من خودم بيشتر از همه تحقير شدم و حتى دانش فنىام را هم زير سئوال بردند. از اين به بعد هم هر اشتباهى مرتکب شوم خودم را سه برابر ديگران تنبيه مىکنم.
شما گفتيد در تيم ريزش داريد؟
افراد بىغيرت، بزدل، بىادب، ترسو و فوتبال نفهم در تيم من جا ندارند. من نمىتوانم يک تاکتيکى را بيشتر از بيست بار بگويم. اگر کسى متوجه نمىشود بايد تيمش را عوض کند. کسانى که رعايت اصول اخلاقي، انسانى و اجتماعى را نمىکنند در استقلال جايى ندارند. بازيکنان استقلال الگو هستند و بايد مثل يک الگو رفتار کنند.
چه وعدهاى به هواداران مىدهيد؟
اگر خدا بخواهد و سنگر ذوبآهن را پشت سر بگذاريم به لطف خدا با صلابت جامحذفى را فتح مىکنيم.
بازديد : 155