Tandorost.com -تاره ترین خبرها از دنیای ورزش - تندرست دات کام


 

ارسال خبر

تماس با ما

آرشیو

پیوند ها

خانه

ديگــــر خبرها :
مرثيه اى براى لشكر شكست خورده
هواداران: نوازى‌ بايد برگردد!
قدرت‌ تهاجمى‌ کعبى‌ بيشتر است‌
نيکبخت: براى‌ استقلالى‌ها متأسفم!
اصرار فيفا به‌ اعلام‌ اسامى‌ دوپينگى‌ها
اميرآبادي: شرمنده‌ هواداران‌ هستيم‌
منصوريان: زيردوش‌ بوديم‌ وگرنه‌ ما هم‌ تنبيه‌ مى‌شديم!
«شوي» کريمى‌ براى‌ تغيير جو ورزشگاه!
على‌آبادي: از انتخابات‌ فدراسيون‌ ...
مشکلات‌ فوتبال‌ ايران‌ با جديت‌ پيگيرى‌ مى‌شود
۱۰ مشكلى كه كاپلو بايد حل كند
تذكر جدى قطبى به پرسپوليسى ها
برترين هاى اخلاق ورزش
كريمى: بدويد بى تعصب ها!
شيث به استقلال نزديك شد
فحاشى مجيدى به داور
عادل دليل باخت استقلال
افتضاح مثل استقلال !
طالب‌لو مشکل‌ عصبى‌ دارد
اولين بارم بود آزادى را مى ديدم!
قطبى‌ فقط‌ به‌ فکر پرسپوليس‌ است‌
دواى‌ درد استقلال، فقط‌ «قلعه‌نوعي» است‌
كريمى: از استقلال خداحافظى مى كنم
منصوريان! اگر اين‌ تيم‌ را دوست‌ دارى‌ برو...
حجازي: مثل‌ کوه‌ پشت‌ سر کريمى‌ مى‌ايستم!
بازگشت مايلى كهن به ليگ برتر
كاپلو فوتبال جزيره را متحول مي‌كند
اتوئو جانشين "رونالدينيو"‌مي‌شود
اخراج مورينيو
دشمن استقلال رابه ازبكستان نبر!
اولين ۹۰ دقيقه كعبى در انگلستان
وقتى تيموريان به تنگ مى آيد
درباره انضباط تيم جديد فيروز
کريمي: برادرم‌ که‌ کتک‌ خورد کيف‌ کردم‌
قلعه‌نوعي: من‌ 400 ميليون‌ نمى‌گيرم!
نام‌ و اعتبار بازيکن‌ براى‌ کريمى‌ مهم‌ نيست‌
جبارى آقاى فوتبال ايران
كار سپاهان براى صدرنشينى مشكل است
حجازى: روزنامه ها را نمى خوانم
هيچ‌ کس‌ جرأ‌ت‌ ندارد در تيم‌ من‌ جنجال‌ کند
امير، قلعه‌نوعى‌ سرمربى‌ مس‌ شد!
پرسپوليس بالاتر از اينترميلان!
تكيه كلام فيروز پشت بلند گو
 خبر:

مرثيه اى براى لشكر شكست خورده -


خبرورزشی-اينجا زمين چمن مصنوعى ورزشگاه شهيد كشورى است كه در زمين تنيسش دو نفر دارند بازى مى كنند و به قول يكى از ليدرهاى استقلال بچه مايه دار هستند. در ضلع شمالى زمين چمن مسعود اقبالى بازيكنان اميد صباباترى را تمرين مى دهد. همه چيز سوت و كور است كه تاكسى بار مشهور مى آيد. تاكسى بار به شماره
۳۳-۶۳۴ د۱۶ كه تداركات باشگاه استقلال، خوردنى ها و نوشيدنى هاى لازم را در آن مى گذارند.
اصغر حاجيلو با موبايلش وارد مى شود و مرتب حرف مى زند. كم كم همه مى آيند. مجيدى، كوشكى و سعيد لطفى با سرهاى پايين وارد زمين چمن مى شوند. يكى از ليدرهاى باشگاه با يك كاپشن خلبانى مشكى رنگ با عمو اصغر استقلالى ها حرف مى زند. بقيه بازيكنان مى آيند. هر كدام بى حال تر از نفر قبلى! قربانى، يوسفى، برهانى، صادقى و نفر آخر عليرضا منصوريان بود كه با همه خوش و بش كرد و آمد و كلاه كاموايى پلنگى اش همراه دو كاپشن روى هم، حسابى او را گرم نگه داشته بود.

مثل اينكه منصوريان از خانه اش مى خواسته خودش را گرم كند. در حالى كه هوا اصلا سرد نبود. آدم ياد بهار مى افتاد!
همه بازيكنان آمده اند الا وحيد طالب لو و محمد نوازى حتى على عليزاده هم با دست در گچش آمده و گوش به فرمان فيروز خان است ولى همه آنها در گوشه زمين چمن و كنار موتورخانه بدجورى كز كرده اند. بعضى ها كنار ديوار آجرى نشسته اند و نااميدانه به آجرها تكيه داده اند. آفتاب در وسط آسمان است و مى تابد. صورت همه برق مى زند. عكاس ايران ورزشى هم مى آيد و با بيژن كوشكى خوش و بش مى كند. همين كه دوربينش را در مى آورد ليدر استقلال مى آيد و مى گويد: عكس نگير آقا! عكاس ايران ورزشى جواب مى دهد: چرا نبايد بگيرم؟
و ليدر با لحن خشن ترى مى گويد: عمو اصغر گفته، سرپرست استقلال دستور داده كه نه كسى عكس بگيرد و نه كسى مصاحبه كند! با پادرميانى نگارنده و چند خبرنگار ديگر قضيه فيصله پيدا مى كند. استقلال از دور بيداد مى كند كه از لباس مدل ايتاليايى اش، فقط رنگ آبى اش را به ارث برده است. مجيدى آنقدر جالب به تاكسى بار تكيه زده كه آدم فراموش مى كند حجازى در مورد او گفته ۷-۶ ميليارد پول دارد!

خان خان ها مى آيند

ناصرخان و فيروزخان رأس ساعت ۰۰:۱۴ وارد مى شوند. يكى از ليدرها مى گويد: نوازى از استقلال اخراج شده است و يكى ديگر مى گويد: قلعه نويى براى طالب لو پيغام فرستاده كه رضايتنامه اش را بگيرد و به مس برود. البته ناصر حجازى عينك دودى نزده و فيروز به نصف زمين نرسيده بازيكنان را به طرف دايره وسط مى خواند، جمع ورمزيار و آتيلا كه از دقايق اول آمده بودند با ساكت الهامى و رضا مهاجرى تكميل مى شود.
بازيكنان كه به سمت فيروز مى روند حاجيلو جلوى آنها را مى گيرد و براى آنها حرف مى زند و البته آنقدر آرام كه خبرنگارها چيزى نشنوند. يكى از هوادارها مى گويد: ديشب طالب لو ضايع كرد. اين چه حرف هايى بود كه در برنامه ورزش از شبكه دو زد؟
جالب اينجاست كه بازيكنان كامرونى به دقت به حرف هاى عمو اصغر گوش مى كنند اما چيزى نمى فهمند.
دور ناصرخان را ليدرها مى گيرند و با او حرف مى زنند.

كلاس بى كاغذ و قلم و نيمكت

حرف هاى عمو اصغر كه تمام مى شود فيروز بازيكنان را در كلاس بى نيمكت اش مى نشاند و شروع به تدريس مى كند. بازيكنان كامرونى بيشتر از حرف هاى حاجيلو به حرف هاى فيروزخان توجه مى كنند.
ناصر حجازى در ضلع شرقى و پشت تاكسى بار ۳۳-۶۳۴ د۱۶ همراه با ليدرهاى استقلال سيگار مى كشد. ليدر ديگرى خبرنگارها را از زمين چمن دور مى كند ولى نگارنده و عكاس روزنامه همانجا مى مانيم.
كامرونى ها اسباب خنده همه شده اند و فيروزخان خودش هم از توجه آنها تعجب مى كند. همه نشسته اند و اكثرا سرها را پايين انداخته اند. منصوريان، تارتان چمن ها را مى كند و به حرف ها گوش مى دهد. نوروزى با نگارنده خوش و بش مى كند و وقتى از سرفه ها مى فهمد كه با يك سرماخورده طرف است راهش را كج مى كند!
هوادارها كم كم مى آيند. يكى از آنها كه برادر كوچكش را با خودش آورده كه وقتى چشمش به استقلالى هاى وسط زمين مى افتد، گل از گلش مى شكفد و انگار كه شكست نفت را فراموش كرده است.

درد دل ليدرها

كلاس توجيهى فيروزخان كه ساعت ۰۰:۱۴ آغاز شده بود دارد به ۴۵ دقيقه مى رسد. دو تن از ليدرها كه قبلاً با نگارنده آشنايى داشتند مى آيند و مى خواهند درد دل كنند. يكى از آنها «على بلك» سياه چرده است و ديگرى على درويش است كه مى گويد ۱۵ سال است ليدر استقلال است. على بلك مى گويد: تو را به خدا هرچه را كه من مى گويم بنويس. ما داريم مى تركيم. بعضى از اين بازيكن ها بى تعصب هستند آنقدر كه نمى شود گفت. من از طرف ليدرهاى استقلال حرف مى زنم كسانى كه در سرما و گرما اين تيم را تشويق مى كنيم و هر روز سر تمرين مى آييم.
على بلك ادامه مى دهد: لااقل بازيكنان براى پولى كه مى گيرند بازى كنند. آخر ما چقدر حرص و جوش بخوريم؟ اين آقاى طالب لو در استقلال، طالب لو شد كه ديشب اين طورى در برنامه حرف زد.
على درويش ليدر قديمى استقلال هم زبان به سخن مى گشايد: ما از جونمون مايه مى گذاريم اما مقابل تيمى كه از همه باخته، مى بازيم!
على بلك ميان حرف على درويش مى پرد:«تماشاگران استقلال ۵ سال است كه مشكل دارند. ما ۵ سال پيش اختلاف نداشتيم. استقلال هم خوب فوتبال بازى مى كرد اما از وقتى آن آقا آمد اختلافات ليدرهاى استقلال شروع شد.» البته او اسم آن آقا را نمى برد. اصرار هم بى فايده است اما مى شود حدس زد منظور او كيست.
على بلك ادامه مى دهد: ما طرفدار ناصر حجازى هستيم و مى دانيم كه او تنها اسطوره ماست اما اى كاش امير قلعه نويى استقلال را ول نمى كرد و به تيم ملى نمى رفت. اگر اين كار را مى كرد الان براى خودش از على پروين هم بالاتر مى رفت.
على درويش در ادامه حرف هاى بلك مى گويد: اميرخان مى دانست در تيم ملى نتيجه نمى گيرد اما رفت و استقلال را تنها گذاشت. چى شد؟ الان دفاع ها هماهنگ نيستند، تيم، تيم نيست.
على بلك با چشمان غصه بارش شمرده شمرده مى گويد: ما مى خواهيم سايت راه اندازى كنيم درست مثل سايت پرسپوليس. آقاى فتح الله زاده بايد كمك كند. ما تقاضاى كمك مى كنيم ولى گوش كسى بدهكار نيست.
اما على درويش از قضيه ديگرى مى گويد: همه چيز به خاطر تمرينات ناصرخان بود. بازيكنان در تمرينات خسته نمى شدند. آنها منتظر بودند تا غروب شود و موهايشان را ژل و واكس و چسب بزنند و مانكن بشوند. انگار همه مى خواستند به ميهمانى بروند، تيم شل بود. فيروزخان دستش درد نكند كه بازيكنان را خسته مى كند.
ليدرها دل پرخونى دارند. على درويش مى گويد: در استقلال سال هاى گذشته بازيكنان به ليدرها احترام مى گذاشتند. صمد مرفاوى، محمد نورى، پاشازاده و بازيكنان آن زمان به ما احترام مى گذاشتند اما الان حقوق هايمان چندين ماه است به تعويق افتاده. ياد آن بازيكنان زمين خاكى به خير. الان بازيكنان براى ما قيافه مى گيرند و يادشان مى رود كه در جايگاه ۸ خودمان را مى كشيم و تيم را تشويق مى كنيم اما آنها مى بازند. غيرت و تعصبشان كجاست؟ چرا مايه نمى گذارند؟ آخر ليدرها چه سود كلانى مى برند كه شب و روزشان را روى استقلال گذاشته اند. تو را به خدا بگوييد به ليدرهاى استقلال رسيدگى كنند. قبلا پاداش هم مى گرفتيم اما الان نگاهمان هم نمى كنند.

ناصرخان فتوژنيك

كلاس ۵۰ دقيقه طول مى كشد. بازيكنان برمى خيزند و همراه با فيروز دور زمين مى دوند.
ناصرخان به تقاضاى گرفتن عكس همه پاسخ مثبت مى دهد و با همه عكس مى اندازد.
فيروز در حين دويدن دور زمين با بازيكنان حرف مى زند و به آنها تذكرات غيرفنى مى دهد. در اين ميان يك خواهر و برادر براى ناصر حجازى دسته گل مى آورند و با او عكس مى گيرند. اين دسته گل به مناسبت ۵۶ ساله شدن ناصرخان است. البته رنگ گل هاى اين دسته گل مثل رنگ دسته گل روز جمعه زرد نبود، قرمز بود. يكى از ليدرها مى گويد: خدا كند در برگشت پرسپوليس را ببريم.

ليدرهاى عصبانى

ليدرها به شدت خبرنگارها را تحت نظر دارند البته آنها تا مى فهميدند خبرنگارى استقلالى است با او دوست مى شدند. در اين لحظه كه دوربين باشگاه خبرنگاران جوان آماده فيلمبردارى مى شود هوادارى پنجاه و چند ساله به ناصر حجازى نزديك مى شود و مى گويد: من ۴۰ سال است طرفدار استقلال هستم. ديروز يك جوان ۱۶ ساله صد بار نوازى و اميرآبادى را دريبل زد. چرا بايد از يك تيم ته جدولى سه تا بخوريم؟ اين بازيكنان خائن هستند ... و با ليدر درگير مى شود. يكى ديگر از ليدرها فكر مى كند كه اين شخص خبرنگار است و رو به ناصرخان مى گويد: اين خبرنگارها دنبال جنجال هستند!
وقتى مى گويند خبرنگار مرغ عزا و عروسى هستند بيخود نمى گويند. درگيرى ختم به خير مى شود. در همين حين هوادار ديگرى مى گويد: من ديشب تا صبح از ناراحتى نخوابيدم. آخر اين چه وضعى است؟
على درويش و على بلك براى محافظت از من مى آيند چون ليدرها عصبانى هستند. دوستى با ليدرها اينجاست كه به درد مى خورد. سرليدر استقلال مى خندد. او رييس پليس استقلال تهران است.

ساكت سانتر نكن

فيروز كريمى بازيكنان را به دو دسته تقسيم مى كند. آنهايى كه با نفت بازى كردند و آنهايى كه بازى نكردند. بازى كرده ها پس از ۱۵ دقيقه بازى نرم و ضربه به سمت دروازه ها تمرينشان تمام مى شود و مى روند.
مانده ها با دستياران و خود فيروز تمرين سانتر از جناحين مى كنند.ساكت الهامى كه سانتر مى كند فيروز به او مى گويد: خدا شاهده كه وقتى تو سانتر مى كنى كسى رغبت نمى كند ضربه سر بزند. جالب اينجاست كه عليزاده با دست در گچ جلوى دروازه ايستاده و با كاپشن خزدارش با پا و سر به توپ ضربه مى زند.

درد دل با فيروز

در پايان تمرين هواداران دور فيروز كريمى حلقه مى زنند و با او صحبت مى كنند. گله هاى آنها از فيروز، آنقدر زياد است كه او هم غم سراسر چهره اش را مى گيرد و مى گويد: من خودم درجه دار نيروى انتظامى بودم و مى دانم شما چه مى كشيد. زمانى كه من سر پست بودم وقتى استقلال يا پرسپوليس مى باخت دعواهاى خانوادگى مى شد و كار به كلانترى مى رسيد. دوست با دوست، برادر با برادر درگير مى شدند چون يكى از آنها مثلا به تيم يا يكى از بازيكنان بد و بيراه گفته بود. من مى دانم استقلال ۲۰ ميليون طرفدار دارد و به همين خاطر به استقلال آمده ام تا اين تيم را درست كنم.»
يكى از هوادارها نگران محمد نوازى و طالب لو بود و به فيروز گفت:«آقا فيروز وحيد و محمد رو ببخش. فيروزخان سرش را چند بار به سمت بالا نشان داد و نچ نچ كرد و گفت: آدم از نادعلى كه انتظار ندارد خوب بازى كند اما از نوازى و طالب لو انتظار مى رود. چه بازى بود جمعه كردند؟ بايد اصلاح شوند!»
هوا دارد سرد مى شود. بازيكنان بى سر و صدا سوار ماشين هاى گرانقيمت شان مى شوند. حلقه طرفداران دور فيروز با راه رفتن فيروز، حركت مى كند.سرمربى جديد استقلال آنقدر خاكى است كه به سوال تك تك طرفداران جواب مى دهد. يكى از هواداران كه در بازى روز جمعه مقابل نفت زير چشمش بادمجان كاشته شده بود مى گويد: من ديروز كتك خوردم چون از فيروزخان دفاع كردم. قول مى دهم از استقلال تيمى بسازد كه قهرمان باشگاه هاى جهان شود!» شايد او تفاوت آسيا و جهان را هنوز درك نكرده است، نه؟



بازديد : 92

صفحه اصلی
مهم ترین خبرها
فوتبال
والیبال
ورزشهای رزمی
وزنه برداری
کشتی
بسکتبال
دو میدانی
عمومی
 

Copyright 2006  Tandorost.com , All Rights Reseved