سايپا از اسم دايى سوء استفاده مى كند -

فارس - ساموئل دارابينيان روزى كه نام او را در فهرست خريدهايش قرار داد خيلى ها فكر كردند او نمى تواند مهره ارزشمند سايپا را راضى كند كه در تيم اش توپ بزند اما يزدانى آمد.
هافبك نارنجى پوش سايپا وقتى بى مهرى هاى تيم قهرمان را ديد ترجيح داد در تيم رقيب آنها توپ بزند تا خيلى واقعيت ها براى سايپايى ها روشن شود. يزدانى امروز سخنانى را به زبان مى آورد كه شايد خيلى به مذاق مديران سايپا خوش نيايد. يزدانى مى گويد: دلايل جدايى من از سايپا بسيار مفصل است.
دو سال پيش كه به سايپا آمدم، اين تيم در روزهاى آخر، در ليگ برتر ماندگار شد. احساس مى كردم مى توانيم با هدايت ذوالفقارنسب به عنوان مدعى قهرمانى حاضر شويم و زمانى هم كه اين حرف را بر زبان آوردم، برخى نوشتند آرزو بر جوانان عيب نيست.
با آن تيم تا مرز قهرمانى پيش رفتيم و به دليل مصدوميت من، مومن زاده و رجبى، تيم از بازيكن خالى شد و نتوانستيم قهرمان شويم اما ادامه آن راه در فصل گذشته ادامه پيدا كرد و به سكوى نخست رسيديم.
فصل گذشته اين باور را داشتيم كه مى توانيم سايپا را قهرمان كنيم و اين ذهنيت در بين بازيكنان وجود داشت و موفق شديم به هدفمان برسيم.
مسؤولان سايپا در اين فصل، قهرمانى را نمى خواستند. آنها از اسم على دايى سوء استفاده كردند. آنها مى خواستند از اينكه دايى سرمربى تيم است به عنوان يك امتياز مثبت استفاده كنند.
حدود ۱۰ سال با دايى در رده هاى مختلف تيم ملى همبازى بوده ام. با او به قهرمانى و نايب قهرمانى آسيا رسيده ام اما مسؤولان سايپا در بستن تيم و انتخاب بازيكنان، از اسم او سوء استفاده مى كردند.
مسؤولان اين باشگاه با من صحبت كردند و مى گفتند سايپا فصل آينده در ليگ قهرمانان آسيا است و على دايى هم سرمربى آن؛ بنابراين، اين مسأله ۱۰۰ ميليون تومان ارزش دارد.
دايى برايم قابل احترام است. نمى توان روى او قيمت گذارى كرد اما نمى خواستم به خاطر او با من براى حضور در تيم صحبت شود. مى خواستم براى خودم، ارزش قائل شوند.
به مسؤولان سايپا گفتم چه دايى سرمربى باشد و چه هر كس ديگرى، شرايطم براى حضور در اين تيم، اين است و براى سال اول فلان مبلغ را مى خواهم و براى سال دوم اينقدر مى خواهم. يكى از شرايطم اين بود كه تيم در ليگ برتر براى قهرمانى بسته شود و در ليگ قهرمانان نيز مدعى باشيم.
اين حرف ها را زدم و گفتم، نمى خواهم فقط براى دايى در اين تيم بمانم. بايد به خاطر خودم با من صحبت كنيد اما بعداً به دايى گفتند يزدانى گفته به خاطر تو در اين تيم نمى ماند. در حالى كه حرفم اين بود كه مسؤولان با من صحبت كنند نه اينكه پاى او را وسط بكشند.
يزدانى در مورد مسائل مالى قراردادش هم توضيح مى دهد: رقمى را پيشنهاد دادم كه مسؤولان باشگاه گفتند، نجومى است. آنها مى گفتند، ما به ابراهيم صادقى كه ۷ سال است در اين تيم بازى مى كند و كاپيتان هم هست، فلان رقم را داده ايم.
بعدها فهميدم مديران باشگاه به آدريانو آلوز و كيانوش رحمتى، همان رقم درخواستى من را داده اند. دليل جدايى من مسائل مالى نبود بلكه اينگونه رفتارها باعث شد بروم.
مسؤولان سايپا به هيچ وجه فكر نمى كردند اين تيم قهرمان شود. شايد علاقه مند بودند تيمشان در كورس بماند اما نمى خواستند قهرمان شود. ذوالفقارنسب سرمربى سابق اين تيم هم، هنگام جدايى همين حرف را زد.
در مراسمى هم كه بعد از قهرمانى برگزار شد و با جام عكس انداختيم، آقاى قلعه بانى رييس كارخانه سايپا گفت كه فكر نمى كرديم تيم قهرمان شود به همين خاطر تداركى هم نديده ام.
يزدانى با اشاره به پاداش قهرمانى سايپا كه يك دستگاه خودرو زانتيا بود، اظهار داشت: هفت هفته قبل از قهرمانى گفتند كه اگر قهرمان شويد، زانتيا مى دهيم اما بعد از قهرمانى به برخى بازيكنان خودرو ريو دادند و به بعضى ديگر پرايد. آنها در دادن پاداش ها نيز تبعيض قائل شدند.
يكى از مشكلات سايپا هم در اين فصل، همان تبعيض هاى فصل گذشته است. به افرادى كه حقشان زانتيا بود، ريو دادند و به آنهايى كه بايد ريو مى دادند، پرايد دادند. اين مسائل بازيكنان را دل چركين كرد.
در طول فصل، هر برد پاداش ويژه اى داشت. از پاداش ۲۰۰ هزار تومانى و تا برد يك ميليون تومانى اما آخر فصل كه قهرمان شديم، گفتند ۲ ميليون تومان جريمه باخت به سپاهان و فلان مبلغ جريمه باخت به فلان تيم و ... در طول فصل فقط سه يا چهار باخت آورديم و گفتم با اين حساب، اگر سايپا ششم مى شد، بايد خانه مان را هم مى فروختيم و مى داديم.
يزدانى تند و بى پروا جلو مى رود و داستان جدايى اش از سايپا را بيان مى كند: هنگام جدايى از سايپا هم ماجراى ديگرى برايم به وجود آوردند. توافق من با اين باشگاه دو ساله بود. قرار بود در سال دوم ۲۰ درصد مبلغ قراردادمان را بدهم و رضايت نامه بگيرم اما مسؤولان گفتند قراردادتان سه سال است و توافق ۲ ساله اصلاً مهم نيست.
آقاى هاشمى مديرعامل باشگاه گفت اينكه با آقاى دارابى و رغبتى چه توافقى كرده ايد، مهم نيست، مهم برگ برنده اى است كه در دست ماست و آن قرارداد ثبت شده است و اين سند معتبر است. به آقاى هاشمى گفتم پس تكليف مردانگى در ورزش چه مى شود. او گفت كه در فوتبال مرد پيدا نمى شود اگر مرد ديدى، او را به من معرفى كن.
آنها از من بابت صدور رضايت نامه ام، ۱۵۰ ميليون تومان درخواست كردند كه رقمى بسيار نجومى تر از قراردادم بود. گفتم چرا چنين مبلغى براى رضايت نامه مى خواهيد كه آقاى هاشمى گفت، سپاهان براى بازيكنى مثل حميد شفيعى كه يك سال است بازى نكرده و مشخص نيست در چه وضعيتى قرار دارد، ۸۰ ميليون تومان از ما مى خواهد.
يزدانى وسط حرف هايش شوخى هم مى كند و گهگاهى با خنده حرف مى زند: در اينجا لازم است از آقاى ساكت تشكر ويژه اى داشه باشم. او انتقام مرا از آقاى هاشمى گرفت. بى جهت نيست كه سپاهان قهرمان مى شود و آقاى ساكت در اين باشگاه موفق عمل مى كنند.
مى گويند يزدانى مى خواهد از سايپا شكايت كند اما خودش اين خبر را تكذيب مى كند: نمى خواستم از باشگاه سايپا شكايت كنم. نه حوصله اين كار را داشتم و نه در شخصيتم چنين كارى بود. آقاى شكوفه از اعضاى هيأت مديره باشگاه پيكان هم گفتند، بهتر است دوستانه از سايپا جدا شويد.
البته آقاى هاشمى گفتند، اگر به هر تيمى به غير از پيكان مى رفتى، به راحتى رضايت نامه ات را صادر مى كرديم. به پرسپوليس، استقلال يا هر تيم ديگرى كه دوست داشتى، مى توانستى بروى اما تو به باشگاه رقيب ما رفتى. من هم گفتم نه پيكان رئال مادريد است و نه سايپا بارسلونا. در نهايت پس از كش و قوس فراوان ۷۰ ميليون تومان پرداخت كردم تا رضايت نامه ام را بگيرم. در واقع پول زور به سايپا دادم. همه ديدند كه مسؤولان سايپا چه بلايى سر حميدرضا فرزانه آوردند و قرارداد او هم ۲ ساله بود اما او را خيلى آزار دادند. در نهايت در ساعت آخر فصل نقل و انتقالات به او رضايتنامه دادند و او هم بدون تيم ماند و بايد تا نيم فصل صبر كند. اين رفتارهاى مديرى است كه در تلويزيون آنقدر متين صحبت مى كند. آقاى دارابى به بازيكنان خيلى لطف داشتند اما نمى دانم اين سياست خود ايشان بود يا سياست باشگاه كه ۵ روز قبل از آغاز فصل نقل و انتقالات استعفا كرد و بعد از آنكه يك ماه از شروع مسابقات مى گذرد، دوباره در يك رده بالاتر يا همان رده در باشگاه سايپا مشغول فعاليت شود تا به اين ترتيب پاسخگوى بازيكنان نباشد.
مى خواهم بگويم كه اگر از سايپا جدا شوم، به خاطر پول يا حضور على دايى در اين تيم نبود.
بازديد : 53