گفتند نگو، اما پرسپوليس را قهرمان مى كنم -

ایران ورزشی-اولين نشست خبرى مديريت و كادر فنى جديد پرسپوليس در فضايى مناسب و فارغ از مشكلات سال هاى گذشته كه در مراسم اينچنينى همواره ديده مى شد برگزار شد. گزينش سالن كنفرانس شهردارى منطقه ۹ تهران جهت برپايى اين مراسم كه براى نشست هاى خبرى محل مناسبى به نظر مى رسيد، تعامل حبيب كاشانى به عنوان عضوى از شوراى شهر با شهردارى خود را نشان مى داد.
ساعت ۳۰:۹ و البته با لحظاتى تأخير مراسم شروع شد. با تلاوت آياتى از كلام الله و سپس خير مقدم مدير جديد روابط عمومى باشگاه، حبيب كاشانى سخنان خود را آغاز كرد.
كنار دست او حميد استيلى، افشين قطبى و محمود خوردبين قرار گرفتند و اصحاب رسانه يكى يكى پشت تريبون رفتند و سؤالاتشان را مطرح كردند تا پاسخى براى آنها پيدا كنند.
البته سهم كاشانى و قطبى در پاسخگويى به سؤالات نسبت به دو نفر ديگر بسيار بيشتر بود و سرمربى ۴۳ ساله سرخ ها در اولين رويارويى جدى با خبرنگاران كلى انرژى به خرج داد تا هم از خودش و سابقه اش دفاع كند و هم اينكه جو موجود را به سمتى هدايت كند تا بتوان فقط از پرسپوليس انتظار موفقيت و قهرمانى را كشيد.
افشين قطبى درباره اينكه مى تواند به عنوان سرمربى در اولين دوره حضورش روى نيمكت پرسپوليس موفق باشد، مى گويد: «درست است كه من در تيم فوتبال زنان UCLA امريكا به عنوان سرمربى بوده ام اما همراه با تيم سامسونگ بلووينگز و تيم ملى كره در جام جهانى ۲۰۰۶ و جام ملت هاى اخير عنوان كمك مربى را داشته ام. در ۲ دوره از جام جهانى همراه با امريكا و كره (۱۹۹۸ و ۲۰۰۲) هم آناليزور بوده ام. شما نبايد به اين عنوان توجه كنيد. خوزه مورينيو در ابتداى كارش مترجم بابى رابسون در بارسلونا بود و سپس براى كار با جوان ها عنوان Sport Director را به عهده گرفت البته من خوزه مورينيو نيستم ولى آمده ام اينجا موفق باشم. تمام ابزار موفقيت را داريم و براى قهرمان كردن پرسپوليس به اينجا آمده ام. مدام به من مى گويند اينقدر قول قهرمانى نده ولى من باز هم مى گويم آمده ام قهرمانى بياورم و براى اين، اينجا هستم. ما كادر فنى خوبى داريم و از همان ۲۴ ساعت اول مثل برادر شده ايم. اينجا كار انفرادى وجود ندارد و همه با هم كار مى كنند. درست است كه تصميمات آخر را من مى گيرم اما با مشورت تيم فنى و همه اعضا كار خواهيم كرد.
فوتبال زيبا با نتيجه خوب است
فوتبال مثل يك پازل مى ماند. بعضى وقت ها نمى شود زيبا بازى كرد. فوتبال مثل اسپاگتى پيچيده است و سيستم هاى مختلف و تغييرات مداوم نتيجه را تعيين مى كند. در فوتبال حرفه اى كسب نتيجه يك اصل اساسى است. ما وقتى زيبا بازى كنيم اما نبريم شما مى گوييد چرا نبرديد يا باخته ايد، اگر هم زيبا بازى نكنيم و برنده باشيم به قشنگ بازى نكردنمان ايراد مى گيريد. تنها در يك حالت شما راضى مى شويد و خوب مى نويسيد و آن زيبا بازى كردن و برنده شدن تيم است. اگر مى گوييد من حرفه اى نيستم و قبل از اولين بازى فقط ۴ جلسه با تيم تمرين كرده ام هم دليل بر موفق نشدنم نمى شود. بعضى مربيان حرفه اى يك شب قبل از بازى تيم را مى گيرند و اتفاقاً موفق هم مى شوند. تمام مشكلات را البته مى شود حل كرد و من به اين مسأله خوشبينم. همه مى گفتند كره بهترين تماشاگران دنيا را دارد اما من مى گويم اين عنوان متعلق به پرسپوليس است. از روزى كه آمدم در فرودگاه همه طرفداران پرسپوليس به من لطف كردند و در تمرينات هم آواز خواندند و شادى كردند كه اين خيلى خوب و جالب بود.
از دست شما آرام و قرار نداشتم
در جام ملت ها كه با كره بودم شما خبرنگاران يك لحظه دست از سر من برنمى داشتيد و مدام تماس مى گرفتيد. حتى يكى از شما يك ساعت قبل از بازى هم با من تماس گرفت و آنقدر اين تلفن زنگ خورد كه مى خواستم دور بياندازمش! به نظر من همين كه من اينجا هستم مى تواند همان سورپرايزى باشد كه قولش را به شما داده بودم! درباره اينكه مى گوييد من تيم را نبستم هم بگويم آن زمان من در جام ملت ها بودم و اصلاً نمى دانستم كه مى آيم يا نه. به نظر من استيلى تنها فردى بود كه مى شد در اين زمينه روى كارش حساب كرد. چرا كه او هم در تيم ملى ايران بازى كرده، هم پيراهن پرسپوليس را پوشيده و هم در اين تيم كمك مربى بوده است. فكر كنم تنها كسى كه توانايى انتخاب بازيكنان را داشت فقط استيلى بود.
گل هاى مفتى كه پرسپوليس خورد
من فقط ۴ جلسه با تيم تمرين كرده ام و با تمرين امروز (چهارشنبه) مى شود ۵ جلسه. در اين مدت كار زيادى نمى توانستم انجام دهم و فقط روى سازماندهى دفاع و حمله تمركز كردم اما اينكه ديدم بازيكنان چقدر به ياد گرفتن اشتياق دارند خيلى خوشحال شدم و نكته جالبى به نظرم آمد. ما از لحاظ فنى سه هدف داريم: ۱- سازماندهى دفاع
۲- سازماندهى حمله تيم ۳- كار كردن روى تمركز بازيكنان آسيايى (كه در لحظاتى از بازى مثل كرنر، ضربات ايستگاهى، اول و آخر بازى كه در اين لحظات از لحاظ ذهنى تنبل مى شوند. بازيكنان ايرانى پتانسيل بالايى دارند و مى توانند به سطوح بالاتر برسند. من فيلم بازيهاى پرسپوليس در فصل گذشته را ديدم و ديدم كه چه گل هاى مفتى مى خوردند. در بازى ۲ گل مى زدند و بعد ۴ گل مى خوردند كه دليل آن حفظ نكردن تمركز است و بايد برطرف شود. بايد براى قهرمان شدن بيشتر كار كرد.
عشق كودكى ام پرسپوليس بود
وقتى بچه بودم تنها چيزى كه داشتم يك راديوى كوچك بود و من بازيهاى پرسپوليس را از طريق راديو دنبال مى كردم. با بازى پروين، كلانى، خوردبين و... با پرسپوليس به وجد مى آمدم و حال خاصى داشتم. منزل ما در يك باغ بزرگ بود و من هم توپ نداشتم. با شنيدن گزارش بازيهاى پرسپوليس جورابم را به شكل توپ درمى آوردم و به آن شوت مى زدم.
اينطورى عشق پرسپوليس از ابتدا در روح و خون و قلب من بود. فوتبال مثل يك عشق مى ماند چرا كه مى تواند همه را به هم برساند.
به خاطر همين از اينكه من اينجا هستم خوشحالم و در كنار پرسپوليس حال خوبى دارم.
نصرتى و باقرى كلاس بالايى دارند
وقتى مى خواهى قهرمان شوى مهم اين است كه بازيكنان خوبى جذب كنى و كادر فنى خوبى داشته باشى. نكته مهم ديگر دوره تمرينات ۴۰ روزه اى بوده كه پرسپوليس پشت سر گذاشته است. كادر فنى پرسپوليس جوى را در تيم ايجاد كردند كه خيلى مثبت است و به تيم كمك مى كند. من هم برنامه هايى براى قهرمانى دارم. من در يك بازى فوتبال چيزهايى را مى بينم كه خيلى ها نمى توانند ببينند. مثلا هيدينگ در عرض
۱۰ دقيقه متوجه مى شد كه يك بازيكن چه خصوصياتى دارد يا ادووكات يك آدم هميشه برنده بوده و با ورودش به يك تيم آن تيم را موفق و قهرمان مى كرد. مطمئناً وقتى با اين آدم ها كار كنى يك چيزهايى ياد مى گيرى. ما بازيكنان، كادر فنى، مديريت و هواداران خوبى داريم و به خاطر همين اصرار دارم كه بگويم ما قهرمانيم. براى تشكيل يك تيم قدرتمند معمولاً ۴ تا ۶ هفته زمان لازم است اما با توجه به بازيكنان و تيمى كه ما در اختيار داريم و انتخاب خوب بازيكنان شايد اين زمان كمتر شود. من با بازيكنان زيادى در سطح اول فوتبال كار كردم اما خيلى خوشحال شدم كه
۲ بازيكن پرسپوليس را در كلاس بالاى فوتبالى و انسانى ديدم. بايد اين دو را نام ببرم: نصرتى و باقرى.
با كمبود امكانات دلسرد نمى شوم
اول اينكه ابتدا به من سرمربيگرى پرسپوليس پيشنهاد شده بود نه مديريت فنى.
من وقتى سمت سرمربيگرى پرسپوليس را قبول كردم همه چيز را در مورد امكانات فوتبال ايران مى دانستم. اين اطلاعات را از دوستانم در ايران كه سابقه مربيگرى هم دارند گرفتم. مى دانم كه مربيان خارجى آمده اند و به خاطر كمبود امكانات بعد از مدتى از اينجا رفته اند اما كسى كه عشق به كشور، مردم و بازيكنانش داشته باشد و خون و قلبش ايرانى باشد با اين شرايط سخت هم كنار مى آيد و اين مشكلات را حل مى كند.
دو گلر تاپ مى خواهيم
به نظر من انتخاب بازيكنان توسط استيلى و بقيه همكارانم خوب و درست بوده. ما دو پوزيشن را اوپن گذاشته ايم تا بازيكن بگيريم. بالانس تيم الان خوب است و با گرفتن دو بازيكن ديگر كامل مى شويم. درباره دروازه بان هم بايد بگويم در تيم بزرگى مثل پرسپوليس بايد دو گلر تاپ وجود داشته باشد و اين مسأله خيلى مهمى است. يك دروازه بان جوان هم بايد كنار تيم باشد. درباره اينكه مى گوييد
۴ دروازه بان هم بگويم كه در آخر كار اين تعداد مى شود ۳ تا چون يكى از آنها جوان است.
ماجراى كلاغ و بلبل
افشين قطبى كلامش را كه آغاز مى كند همه منتظر شنيدن صحبت هاى جالب و شيرين او هستند. او علاوه بر اينكه نصف كلمات را به زبان انگليسى مى گويد در پايان جملاتش فعل «خواهد» را به كار مى برد و البته در جاى اشتباه! به طور مثال مى گويد: كاركرد خواهيم يا بازى كرد خواهيم! البته افشين خان همان اول جلسه عذرخواهى مى كند و مى گويد تا
۲ هفته بعد مثل بلبل فارسى را صحبت مى كند. هر چند لحظاتى بعد از قول كاشانى مى گويد در حال حاضر مثل كلاغ، فارسى را حرف مى زند نه عين بلبل!
دقايقى بعد كه يك خبرنگار از او مى پرسد: «آيا فوتبال تيمش هم امسال شبيه حرف زدن وى بلبلى خواهد بود ]منظور روان بودن و شناور بودن بازى تيم است[ بعد از اينكه سؤال را متوجه نمى شود مى پرسد: «ببخشيد نمى فهمم مگر بلبل هم فوتبال بازى كند» و اينچنين بساط خنده حاضران را فراهم مى آورد.
استفاده از پازل ممنوع!
وقتى قطبى داغ كرده و تند تند با فارسى دست و پا شكسته مى خواهد خبرنگاران را با حرف هايش قانع كند، در يكى دو جمله كلمه پازل را به كار مى برد. لحظاتى بعد خبرنگارى از او درخواست مى كند «آقاى قطبى اينجا زياد كلمه پازل را به كار نبريد. نسبت به اين كلمه حساسيت وجود دارد! بنده خدا قطبى از همه جا بى خبر در بهت فرو مى رود و وقتى مى بيند كه همه حتى كنار دستى هايش قهقهه مى زنند به حيرتش افزوده مى شود.
وقتى مى خواهد جواب خبرنگار را بدهد همان اول كار مى گويد: «نمى دانم مگر كلمه پازل، كلمه بدى است؟»
بازديد : 83