مديران استقلال و پرسپوليس بدعادت شده اند -

ايران ورزشى - اصلاً موضوع پيچيده و مبهمى نيست. فقط كافى است به اين فكر كنى كه مى خواهى گندم بكارى يا درخت؟ اگر بخواهى در مزرعه ات گندم بكارى سر سال همه مزرعه از ساقه هاى طلايى گندم پر و آكنده خواهد شد و مى توانى محصولت را برداشت كنى و اگر فكر كاشت درخت باشى بايد چند سالى را پشت سر بگذارى تا محصولت بار بدهد و بتوانى از آن بهره بردارى كنى … داستان گندم و درخت يك مثال ساده و عينى از رفتار مديران استقلال است. مديران استقلال و پرسپوليس مثل همان مزرعه دارى مى مانند كه بايد تيم خود را براى سال هاى آينده آماده و مهيا كنند. حالا اين تفكر مى تواند يكساله باشد يا ۱۰ ساله؟ كه آن طور كه از رفتار علنى مديران استقلال پيدا است آنها اساساً فكر كاشت درخت نيستند و همه تفكرات شان سرمايه گذارى كوتاه مدت و برداشت سريع محصول است. اگر ادعا كنيم مديران استقلال و پرسپوليس به روزمرگى افتاده اند و هر كدام شان به فكر توفيق خودشان در حيطه كارى هستند، ادعاى غلطى نباشد.
شايد اگر من و شما هم جاى آنها بوديم و از فرداى كارى مان بى خبر!
هرچقدر پول داشتيم صرف خريد بازيكن مى كرديم تا در حداقل زمان ممكن بيشترين سود را ببريم و با برجا گذاشتن يك كارنامه ايده آل اميدوار باشيم كه چرخ روزگار باز هم پاى مان را به باشگاه باز خواهد كرد. امروز در فوتبال ما برنامه بلندمدت به خصوص در ۲ باشگاه بزرگ و مردمى استقلال و پرسپوليس رخت بربسته است. كسى چرا به اين موضوع مهم فكر نمى كند كه به چه دليل استقلال براى قهرمانى ۳ سال پشت خط مى ماند و دست آخر جام قهرمانى را در روز پايانى بالاى سر مى برد يا اگر پرسپوليس كه در اولين دوره ليگ برتر به طور اتفاقى قهرمان شد و ديگر رنگ و بوى مدعى بودن را نديد، چرا به اين روز افتاده است؟
البته، مهمترين دليل همان است كه گفتيم؛ مديران استقلال و پرسپوليس طى سال هاى گذشته هيچگاه ثبات كارى نداشته اند و هرجا كه ثبات كارى نباشد برنامه ريزى هم ممكن نخواهد شد. امروز كه حبيب كاشانى و على فتح الله زاده به عنوان مديران عامل جديد پرسپوليس و استقلال مشغول به كار شده اند اما هيچ آثارى از آينده انديشى در رفتار مديران ديده نمى شود. به قول معروف سالى كه نكوست از بهارش پيداست!
مديران استقلال و پرسپوليس از همين آغاز راه سريع بازى را به طور پنهان با يكديگر شروع كرده اند و هرچه در جيب دارند را براى خريد بازيكنان اسمى صرف مى كنند. انگار همين ديروز بود كه محمود خوردبين با قاطعيت اعلام كرد سقف پولى مان همان ۱۵۰ ميليون است كه ظرف يك هفته همه چيز تغيير مى كند و دو سه بازيكن بزرگ سر از باشگاه پرسپوليس در مى آورند و حتى آنها در اقدامى پنهان عباس آقايى را از چنگ استقلال خارج مى كنند. عباس آقايى كه با پيشنهاد ۱۷۰ ميليونى استقلال براى يك فصل روبه رو بود به چه استدلالى به پرسپوليس رفته است؟ آيا او حاضر شده به خاطر عشقش پيراهن پرسپوليس را تن كند؟
اصلاً باوركردنى نيست كه آرش برهانى براى اينكه استقلال را بيشتر دوست دارد به اين تيم رفته است. آرش برهانى يك روز قبل از عقد قرارداد رسمى با استقلال گفت وگوى مفصلى با حبيب كاشانى انجام داد و همين كار را عباس آقايى هم ۲ روز قبل از ثبت قراردادش با پرسپوليس در دفتر باشگاه استقلال انجام داده بود. استقلال و پرسپوليس به طور وسيعى بخشى از سرمايه هاى خود را صرف خريد بازيكنان اسمى كرده اند درحالى كه اگر به قهرمانان ۶ دوره گذشته ليگ برتر نگاه كنيم درمى يابيم كه قهرمانى تيم هاى سپاهان، پاس، فولاد و سايپا محصول يك برنامه بلندمدت بوده و اگر استقلال و پرسپوليس توانسته اند در اين ۶ دوره خود را در ميان قهرمانان ببينند به خاطر فشار هواداران اين تيم بوده است و عملكرد آنها را نمى توان به خاطر داشتن يك برنامه درازمدت و برخوردارى از برنامه هاى عريض و طويل دانست؟
بله، درست است ظاهراً استقلال و پرسپوليس بسيار خوش سيما جلوه مى كنند. هواداران هم حق دارند لب به تحسين مديران خود بگشايند اما كسى نيست كه به اين درك برسد كه اين ۲ تيم چگونه و با چه روشى بايد هماهنگ شوند. استقلال و پرسپوليس سال آينده با تغييرات بسيار وارد گود خواهند شد درحالى كه رقيبان شان با كمترين دستكارى و تغيير پا به ميدان مى گذارند و با بها دادن به بازيكنان جوان خود عرصه را بر اين ۲ تيم تنگ خواهند كرد. استقلال و پرسپوليس با بيشترين تغيير و بالاترين آمار خريد بازيكن ره به جايى نخواهند برد!
بازديد : 54