Tandorost.com -تاره ترین خبرها از دنیای ورزش - تندرست دات کام


 

ارسال خبر

تماس با ما

آرشیو

پیوند ها

خانه

ديگــــر خبرها :
آشتى كنان با تيزهوشى قلعه نويى
مهدوى كيا: مى خواهم جام آسيا را به ايران ببرم
تساوى تايلند با عراق در افتتاحيه
تمجيد «بن همام» از استراليا
بوفون: يوونتوس دوباره اوج مى گيرد
سيسوكو پيشنهاد بارسلونا را نپذيرفت
روزى پرمشغله براى ليورپول
درخشش رايكونن در انگليس
رئال از كاكا نا اميد شد
حذف ناباورانه راديك و هنن
ته وز: مى خواهم در جزيره يك ستاره باشم
اريكسون مربى منچسترسيتى شد
موافقت يونايتد با درخواست پارما
فيلا نمى تواندايران رامحروم كند
پيشنهاد ۵ ميليون پوندى چلسى براى يك ..
كادر فنى كشتى فرنگى پاسخ دهد
ايران نايب قهرمان سابر آسيا
در فيوچرز سليقه اى عمل نكرديم
الكساندريان، قهرمان شد
آندره پيتس در الكويت
تمرينات سخت ست كوويچ براى جهانى مكزيك
واليبال ساحلى انزلى بدون تيم خارجى
مشحون: جام «ويليام جونز» فرصتى براى ترومن است
جدايى كاظمى از استقلال
مدير برنامه هاى دنيزلى، پرسپوليسى ها را فرارى داد!
شاهزاده پارسى در واكرز
۳ بازى پياپى خانگى جالب نيست
خبرى از ميرزاپور نيست!
كربكندى: بدون قرارداد كار مى كنم!
ذوالفقارنسب: فقط در تهران مربيگرى مى كنم
برانكو، بائو را تأييد كرد
يك استان عليه عابدينى!
جاى دايى و خداداد خالى است
كيا بزرگترين بازيكن تاريخ ايران
صادقى: نگران خط دفاع نباشيد
آب و هوا مشكل تمام تيم هاست
کریمی:من چاق نشده ام!
زندى: بازى اول خيلى مهم است
حجازىدست به كار مى شود
فرصتى براى صدرنشينى در قاره كهن
۱۰ بازيكن استيل آذين امروز ثبت مى كنند
اولين مصدوم در اردوى مالزى
رم و پورتو استادیوم در آزادى
 خبر:

آشتى كنان با تيزهوشى قلعه نويى -


ایران ورزشی-همه چيز از يك تماس تلفنى شروع شد؛ حدود ساعت ۱۲ شب تلفن همراه امير قلعه نويى زنگ خورد و سرمربى تيم ملى كه در مسير خانه اش مشغول رانندگى بود، تلفن را جواب داد. پس از سلام و عليك مختصر و مفيد، آقاى خبرنگار از آن طرف خط به امير قلعه نويى گفت: »خسته نباشيد... بازى با جاماييكا را هم كه با ۸ گل برديد... حتماً الان خوشحال و خندان به سمت خانه مى رويد كه بار سفر را ببنديد.« امير قلعه نويى خنده اى مى كند و بعد مى پرسد: »اين وقت شب ياد ما افتادى... برو سر اصل مطلب و تا پليس جريمه ام نكرده، حرفت را بزن.« خبرنگار از آن سوى خط به سرمربى تيم ملى مى گويد: »راستش آقاى قلعه نويى نكته اى هست كه بايد زودتر به اطلاع شما مى رسانديم. نمى دانيم به بازى جواد نكونام و آندرانيك تيموريان دقت كرده ايد يا نه.
اين ۲ بازيكن از اركان اصلى خط ميانى تيم ملى هستند اما تعامل خوبى در ميانه زمين با هم ندارند. به هم پاس نمى دهند و انگار با هم قهر هستند.

البته اين رابطه سرد، حتى بيرون از زمين مسابقه هم ديده مى شود و جواد و آندو غير از سلام و عليك، هيچ حرف ديگرى با هم نمى زنند. دورى و اختلاف اين ۲ بازيكن - كه ريشه خاصى ندارد و بى دليل به هم اخم مى كنند - در جام ملت هاى آسيا براى تيم ملى دردسرساز مى شود. براى اين مشكل فكرى اساسى بينديشيد و راهكارى پيدا كنيد كه اين ۲ لژيونر رابطه اى صميمى پيدا كنند و اگر آنها در كنار هم خوب بازى كنند، تيم ملى منتفع مى شود. من خبر دارم كه آنها در مقابل هم موضع دارند.«
امير قلعه نويى با دقت به حرف هاى خبرنگار گوش مى كند؛ در آخر هم تشكر گرمى مى كند و خبرنگار هم براى قلعه نويى و تيم ملى آرزوى موفقيت مى كند. تيم ملى ۲ روز بعد از اين مكالمه، تهران را به مقصد مالزى ترك مى كند. در فرودگاه تهران هنوز رابطه جواد - آندو صميمى نيست تا تيم ملى به فرودگاه كوالالامپور مى رسد. بازيكنان در شرايطى كه خسته از ۸ ساعت پرواز در انتظار رسيدن بارها هستند، جواد نكونام و آندرانيك به هم مى رسند و در يك اقدام عجيب چند كلمه اى با هم حرف مى زنند. بحث آنها در مورد بازگشت به انگلستان و اسپانيا پس از پايان جام ملت هاى آسيا است كه به يكباره از پشت سر آنها صدايى مى آيد: »آقا جواد، آقا آندو، چند دقيقه با شما كار دارم.«
اين امير قلعه نويى است كه جواد و آندو را احضار مى كند و آنها را به گوشه اى خلوت در فرودگاه مى برد تا آسوده با آنها حرف بزند. در شرايطى كه جواد و آندو منتظر شنيدن حرف سرمربى هستند، قلعه نويى با يك جمله آنها را غافلگير مى كند: »بعد از بازى با جاماييكا يكى از دوستانم تماس گرفت و گفت كه شما ۲ نفر با هم اختلاف داريد. اين مسأله درست است؟«
جواد و آندو به هم نگاهى مى اندازند و بعد سرشان را پايين مى گيرند. قلعه نويى كه فهميده درست به وسط هدف زده، بحث خود را جور ديگرى ادامه مى دهد: »آقاى تيموريان، آقاى نكونام! شما ۲ نفر از مهم ترين بازيكنان تيم ملى هستيد. هر وقت شما ۲ نفر خوب بازى مى كنيد، تيم ملى راه مى افتد و روى شما بيشتر از بقيه لژيونرها حساب باز كرده ام؛ حتى بيشتر از على كريمى، مهدى مهدوى كيا و وحيد هاشميان. به شما ۲ نفر اعتقاد دارم، در خدت تيم ملى باشيد و براى موفقيت تيم ملى تلاش كنيد.«
پس از حرف هاى امير، جواد و آندو سرشان را بالا مى آورند و به رسم سابقه جواد نكونام حرف مى زند: »با هم مشكلى نداريم. شايد خيلى رفيق نباشيم اما مشكلى هم بين ما نيست.« حالا نوبت آندرانيك است كه حرف بزند: »من با جواد مشكلى ندارم. جواد پرسابقه و قديمى است و هيچ گاه بى احترامى به جواد نكرده ام. خجالت مى كشم كه زياد با جواد حرف بزنم و خودمانى بشوم.« يكدفعه جواد با يك جمله فى البداهه فضاى حرف را عوض مى كند: »تو مگر خجالت هم مى كشى؟« كه يكدفعه هر ۳ نفر مى زنند زير خنده. آندو به امير قلعه نويى مى گويد: »امير خان! جواد بازيكن بزرگى است و به نظر من، من و جواد مى توانيم زوج خوبى باشيم. بعضى از فاكتورهايى را كه جواد دارد من ندارم و بعضى از فاكتورهاى من در جواد نيست. پس مى توانيم مكمل بازى هم باشيم و نقاط ضعف هم را جبران كنيم. از بازى كنار جواد راضى هستم و مى توانيم بهترين خط هافبك را تشكيل بدهيم.«
پس از حرف هاى آندو كه كلى هندوانه زير بغل جواد مى گذارد، حالا نوبت جواد است كه يك جعبه نوشابه براى آندو باز كند. خلاصه اينكه پس از ۱۵-۱۰ دقيقه گفت وگوى سرپايى، پيش از آنكه امير قلعه نويى از آنها بخواهد كه روى هم را ببوسند، جواد و آندو با هم دست مى دهند و روبوسى مى كنند و گل از گل امير قلعه نويى مى شكفد و هر ۳ نفر خوشحال و خندان قاطى جمع مى شوند. از اين لحظه به بعد، همه چيز عوض مى شود و جواد و آندو تصميم مى گيرند كه دوستان خوب خط ميانى تيم ملى باشند. يكى بازيكن اوساسونا است و ديگرى بازيكن بولتون. هيچ گاه اين زوج رؤيايى را در خط ميانى تيم ملى نداشته ايم. وقتى اين زوج رؤيايى را كنار مهدوى كيا و كريمى و هاشميان تصور مى كنيم، بسيار اميدوار مى شويم. حالا قلعه نويى حق هم دارد كه خواب قهرمان شدن را ببيند. از روز اولين تمرين در مالزى، جواد و آندو را مثل ۲ دوست ديده ايم. آنها به هم پاس مى دهند، يك و دو مى كنند و فداكارانه براى رساندن توپ به هم تكل مى زنند. با اين زوج رؤيايى، حرف از قهرمانى اصلاً بى راه نيست. قلعه نويى با تيزهوشى يك مشكل بزرگ را حل كرد.



بازديد : 106

صفحه اصلی
مهم ترین خبرها
فوتبال
والیبال
ورزشهای رزمی
وزنه برداری
کشتی
بسکتبال
دو میدانی
عمومی
 

Copyright 2006  Tandorost.com , All Rights Reseved