على كريمى:حق انتقاد ازتيم ملى را نداريد -

ایران ورزشی-چشمانش كاملاً سرخ شده، يكه و تنها پله ها را بالا مى آيد. به محض اينكه چهره اش را مى بينند مى گويند:على آقا اومد. ما شيرنى مى خوايم! به سمت بچه ها مى رود و با همه دست مى دهد. امير قلعه نويى پشت شيشه كافى شاپ نظاره گر رفتار بازيكنان است. به سراغش مى رود و با او چاق سلامتى مى كند. از پشت سربه سر شانه اش مى زنم و سلام مى كنم شايد ديگر چنين موقعيتى پيش نيايد. او خوش اخلاق است وبا كمى سماجت سكوت را مى شكند، تا شايد قبل از جام ملت ها از بند برخى دل تنگى ها رها شود.
على كريمى مى ايستد، با حوصله اى مثال زدنى به سؤالات پاسخ مى دهد تا او ديگر متهم نشود به اينكه باروزنامه ها مشكل دارد.
آقاى كريمى داستان شماو روزنامه ها چيست! چرا هميشه ازمصاحبه فرارى هستى؟
<من اعتقادى به مصاحبه ندارم. در كل روزنامه نمى خوانم كه مصاحبه كنم.
مگر ممكن است روزنامه نخوانى؟
< روزنامه كه مى خوانم اما برايم مهم نيست كه چه چيزى بنويسند. اين روزها هر كه از راه مى رسد بدون هيچ اطلاعى پشت ميز مى نشيند و شروع به كار خبرنگارى مى كند.
خب اين موضوع درباره فوتباليست ها هم صدق مى كند! اين روزها همه مدعى اند كه فوتباليست حرفه اى هستند؟
< اما شما خيلى آماتور عمل مى كنيد.
عملكرد شما و فوتبال غير حرفه اى ما باعث مى شود اين اتفاق بيفتد؟
< بله اين را قبول دارم. اگر فوتبال ما حرفه اى بود شما نمى توانستيد هر روز يك تيتر بزنيد كه نشريه تان تيراژش به بالاترين حد برسد. فوتبال ما با اين مديريت و بى برنامگى باعث شده شما روزنامه نگاران البته نه تمام آنها برخى كه فقط قصد ضايع كردن آدم ها را دارند هر روز يك مشكل جديد براى آدم درست كنند.
انگار دل پرى از روزنامه ها دارى؟
< نه برايم مهم نيست هر چه نوشتند دستشان درد نكند اما من يك سؤال دارم شما كه تيتر مى زنيد كريمى ۱۵ كيلو اضافه وزن دارد تا حالا فكر كرديد اين امر غير ممكن است! واقعاً اگر حرفه اى بوديد اين طور نمى نوشتيد.
اما اين موضوع را از زبان كماسى شنيده بوديم.
< اصلاً اين طور نيست. مگر قرار است روزنامه شما طنز باشد كه حرف هايى شوخى را تيتر درشت مى كنيد؟ من نمى فهمم مگر من با شما شوخى دارم كه اين را به روزنامه ها بكشانم.
ما كار خودمان را انجام داديم. براى مخاطب جالب بود كه بدنساز تيم ملى اين حرف را زده!
< مهم نيست كه شما چه فكر مى كنيد. من معتقدم روزنامه نگارى ورزشى در ايران كاملاً آماتور و بى برنامه است.
اما بقيه اين طور فكر نمى كنند. بعد از آن ماجرا كادر فنى بارها اعلام كرد على به خاطر دفاع از حيثيت خود بهترين فرد حاضر در اردو است. اين يعنى كار مثبت. ما شما را تحريك كرديم شما هم بهترين شديد.
< من تحت هيچ شرايطى تحريك
نمى شوم. مگر خودم دست و پا ندارم كه كار كنم. شما به خاطر تيتر طنز خود اين توجيه ها را به زبان مى آوريد.
با اين وضع ما معتقديم بعد از آن اتفاق على كريمى خيلى بهتر و رؤيايى تر ظاهر شد.
< شما اشتباه مى كنيد. من آدمى نيستم كه هميشه به دنبال جنجال باشم. باور كنيد اگر جنجالى و حاشيه اى بودم مصاحبه مى كردم و مى گفتم اگر من ۱۵ كيلو اضافه وزن دارم آن خبرنگارى كه اين خبر را نوشته ۵۰ كيلو اضافه وزن دارد و سردبير و مديرمسؤولش ۷۰ كيلو اضافه وزن. اما دلم نخواست حرفى بزنم تا الان كه خود شما بحث را باز كرديد.
اما بازهم اشتباه كردى، ما نه سردبيرمان اضافه وزن دارد و نه خبرنگارمان.
< اين را كه محض شوخى گفتم اما درست نيست كه با شخصيت آدم ها بازى كنيد.
الان وضعيتت چطور است؟
< الحمد لله مشكل خاصى ندارم. خدا را شكر همه چيز روبه راه ست.
فكر مى كنى چه اتفاقى بيفتد؟
<غيب گو نيستم اما اميدوارم خير باشد.
اين احتمال وجود دارد مثل دوره قبل به ستاره فوتبال ايران تبديل شوى؟
< سعى مى كنم. اما خيلى سخت است.
اما تو خوش شانسى و مى توانى موفق باشى!
< من خوش شانسم! امكان ندارد. اين حرف رابا كدام منطق مى زنيد؟
با نگاه به مبلغ قرارداد جديدت، نكند مى خواهى آن را هم تكذيب كنى؟
< مگر چقدر اعلام كردند؟
رقمى بيش از ۵ ميليون يورو!
< كجاى كارى بابا! اصلاً صحت ندارد. مگر ممكن است آنها چنين رقم هايى بدهند. باور كنيد چنين رقمى وجود ندارد. آنها عاشق چشم و ابروى مشكى من نيستند كه مثل ريگ به پاى من پول بريزند.
اگر اين رقم نيست چقدر است؟
< رقم قرارداد سرى است.
پس شايعات حقيقت دارد. تو گران ترين بازيكن حوزه خليج فارس هستى؟
< آخه مگه من كى هستم كه آقايان عرب اين گونه مرا مورد محبت قرار دهند. نه اين رقم ها به كل شايعه است.
سايت كيكر و چند سايت معتبر عربى بعد از اتمام كار انتقال تو اين رقم را تأييد كردند.
< آنها هم مثل شماهستند، مگر خبرنگار با خبرنگار فرق دارد.
مى شود بپرسيم تو چه كسى را قبول دارى؟
<( سكوت مى كند! و حرف نمى زند)
عقيده ات درباره مطبوعات كه عوض نمى شود اما همه اعضاى تيم ملى اعتراف كردند كه با حمايت مطبوعات اوضاع و احوال تيم ملى حسابى رو به راه شده!
< وظيفه تان را انجام داديد. شما اصلاً حق نداريد از تيم ملى انتقاد كنيد. آقا امروز مربى تيم ملى دوست دارد به من بازى بدهد اين دليل نمى شود كه شما او را به چهار ميخ بكشانيد كه چرا اين آقا رو بازى داده! خبرنگارها هنوز ياد نگرفتند در كارهاى فنى دخالت نكنند.
قرار نيست خبرنگاران حقوق بگير شما و كادر فنى باشند كه هر طور شما خواستيد عمل كنند.
< نه منظورم اين نبود. من مى گويم كه آقا شما به فلان مربى انتقاد مى كنى كه اين طورى نبايد تركيب بچيند. اين بازيكن نبايد درفلان پست باشد و خيلى مسائل ديگر كه اصلاً به من و شما مربوط نيست. اگر انتقاد سالم باشد و روال طبيعى آن طى شود مشكلى پيش نمى آيد اما خدا نكند فلان سردبير از فلان بازيكن خوشش بيايد ديگر به سرمربى امان نمى دهد نفس بكشد.
پس معلوم شد با انتقادات مغرضانه مشكل دارى.
< من يك بار ديگر مى گويم مهم نيست براى من هر چه بنويسيد من داغ نمى كنم اما شخصيت مربى تيم و جايگاه او نبايد تضعيف شود.
حالا فكر مى كنى با تمام اين بحث ها تيم ملى در بازيهاى جام ملت ها چگونه ظاهر شود؟
< هدف كه بسيار بالاست. حالا تلاش مى كنيم تا به نوك قله برسيم.
شانس ايران را براى قهرمانى چقدر تخمين مى زنى؟
<شانس ما با حريفانمان مساوى است. كره، ژاپن، استراليا و عربستان مدعيان اصلى كسب جام هستند. ما هم مثل آنها فقط جام مى خواهيم حالا بايد شرايط مسابقه را ديد تا بتوان تخمين زد. فقط همين را مى دانم كه خيلى ها منتظر اين جام هستند و اميدوارم بتوانيم آن را به ايران بياوريم.
شما مى گويى از تيم ملى نبايد انتقاد كرد. انصافاً اين ۲ بازى تداركاتى كه در تهران برگزار شد واقعاً در حد و شأن تيم ملى بود. بسيارى از بازيكنان مى گفتند اين ۲ تيم زنگ تفريح بودند؟
< من نبايد پاسخ شما را بدهم، اما يك سؤال دارم. شما وقتى رييس تان مى گويد بايد اين كار را بكنيد مى توانيد سرپيچى كنيد. ما هم بازيكن هستيم بايد تمام و كمال در اختيار تيم باشيم.
اما فراموش نكنيد كه مربى تيم ملى براى ما حكم رييس ندارد و مى توانيم به عملكرد او انتقاد كنيم.
< خب انتقاد كنيد اما خواهشاً تخريب نكنيد.
من يك سؤال دارم. شما كه روزنامه نمى خوانيد چرا اين قدر اصرار داريد كه روزنامه ها برايتان خوب بنويسند؟
<( بازهم سكوت)
به هر حال آرزوى موفقيت براى شما و تيم ملى داريم. به اميد قهرمانى.
< ممنونم. اميدوارم بتوانيم با جام برگرديم كه ديگر اين قدر سؤال پيچمان نكنيد. شايد باورتان نشود ديگر فكم درد گرفت اين قدر حرف زدم به اميد قهرمانى. خداحافظ.
بازديد : 106