ياورى: من سنتى نيستم -

ایران ورزشی-سرهنگ مثل سابق نيست ؛البته بسيار آرام و متين پاسخ مى گويد. هرچند از نقد صريح ايران ورزشى نسبت به مربيان سنتى دلگير نشان مى داد و حتى كمى بيشتر از دلگيرى.
سرهنگ خشمگين بود اما در عين عصبانيت با صبر و حوصله در تقابل با منتقدى صريح ايستادگى كرد.
محمود ياورى در جايگاه اتهام ايستاده به عنوان يك مرد سنتى و البته در نقد روز دوشنبه ايران ورزشى او را در ميان نام هاى ديگرى به عنوان يك مربى سنتى معرفى كرده بوديم اما ياورى مدعى شد كه سنتى نيست.
در قانون اول او ايستادگى در شرايط سخت لحاظ شده و بر اساس آن ترجيح مى دهد با زبان منطق پاسخگوى مخالفانش باشد.
گفت وگوى ما و ياورى بيشتر به يك مناظره تند شباهت دارد و سرهنگ از بيان مواضع خودش در تقابل با منتقدانى كه آنها را مغرض قلمداد كرد هراسى نداشت.
شجاعت و صبر او در تقابل با مخالف، ستودنى به نظر مى رسيد. هرچند مواضع دو طرف در پايان اين گفت وگوى بلند هم تغييرى پيدا نكرد.
شيرازى ها زياد از آمدن شما خوشحال نشدند، فكر مى كنيد با اين اوضاع شما بتوانيد در برق كار كنيد؟
< قرار نيست وقتى كسى به مجموعه اى وارد مى شود همه با او موافق باشند. اگر در شيراز ۸۰ در صد مخالف داشته باشم، مطمئن باشيد به خاطر آن بيست در صد آنقدر خوب ظاهر مى شوم كه مخالفان هم به جمع موافقانم اضافه شوند.قانون اول ياورى كنار آمدن با شرايط سخت است.
اما خودتان خوب مى دانيد كه اگر موفق نشويد اين تفكر را به اجرا در بياوريد كار حسابى پيچ مى خورد؟
< آخر اين تفكر بدبينانه شماست كه من موفق نمى شوم. در صورتى كه خودم به اين موضوع اصلاً فكر نمى كنم. من تا به حال هيچ چيز را با حس نااميدى دنبال نكردم. هميشه به اين فكر بودم كه اگر خودم بخواهم مى توانم موفق باشم.
اما نوع نگاه شما يك نگاه ايده آل و آرمان گرايانه است. منتقدان فعلى شما اين نوع نگاه را نمى پسندند؟
< منتقدان من انسان هاى محترمى هستند اما تا زمانى كه خودت را نشناسى نمى توانى اينقدر مطمئن حرف بزنى. من به شما مى گويم كه ياورى ناكام نمى شود.
از كارنامه شما پيداست كه تا به حال نتوانستيد اين حرف را به اثبات برسانيد؟
< متأسفانه شما در كارنامه من فقط به دوران ابومسلم نگاه مى كنيد. چرا به دوره حضورم در استقلال اهواز و همين برق شيرازاستناد نمى كنيد. من معتقدم نگاه بدبينانه و غرض ورزى است كه باعث مى شود شماو برخى منتقدان ديگر اينگونه به من بتازيد كه من يك مربى ناكام هستم.
اما محمود خان شما فراز و نشيب هاى بسيار زيادى در طول دوران مربيگرى خود داشتيد كه هر يك مى تواند سرچشمه انتقادات امروزى باشد.
< مثلاً كداميك را مى گويد؟
اول از همه به ابومسلم اشاره مى كنيم. شما آن سال ابومسلم را به ورطه سقوط برديد و نتوانستيد از عنوان بهترين تيم شهرستانى دفاع كنيد؟
< در ابومسلم من درگير يك توطئه شدم. همين امر باعث شد تا آن سال به نتايج نامطلوب دست پيدا كنيم. مطمئن هستم كه اگر مسائل جوانمردانه رعايت مى شد هيچ وقت آن اتفاق براى ابومسلم رخ نمى داد.
چه اتفاقاتى؟
< بهتر است حرف نزنم.
اما بالاخره روزى بايد در اين باره به افكار عمومى پاسخ دهيد؟
< شما خود را منافع مردم ندانيد چون مردم هم دست روزنامه ها را خوانده اند و مى دانند كه فقط براى بالا بردن تيراژ تيترهاى جنجالى مى زنند.
واقعاً نگاه شما به عملكرد مطبوعات اين است؟
<در بيشتر مواقع، بله.
پس اگر اين طور است چرا به انتقادات وارده اينگونه واكنش نشان مى دهيد؟
< اصلاً، شايد باور نكنيد من اصلاً وقت ندارم روزنامه بخوانم حتى نمى دانم چه كسى درباره من چه مى نويسد!
خيلى ها اين حرف را مى زنند اما همين عده جزو اولين نفراتى هستند كه صبح اول وقت تمام روزنامه ها را مى خرند و به دقت مطالعه مى كنند كه چه مطالبى برايشان نوشته شده؟
<شايد بعضى وقت ها اينگونه باشد اما من درباره انتقادات زياد واكنش نشان نمى دهم.
مطمئن هستيد كه واكنش نشان نمى دهيد؟
< بله شما مثال بياوريد تا من بگويم.
ما معتقديم كه محمود ياورى جزو مربيان سنتى ايران است اما شما در محفلى دوستانه گفته بوديد كه من يكى از ۵ مربى برتر ايران هستم.
< بله. دقيقاً همين طور است. شما فقط روى احساس و كم تجربگى مى گوييد من سنتى هستم در حالى كه اصلاً اينطور نيست. هميشه مى گويم من سنتى نيستم. من هر روز مطالعه دارم و با روش هاى روز پيش مى روم.
در جريان هستيد كه امسال نمى توانيد به عنوان سرمربى روى نيمكت بنشينيد؟
< اصلاً اينگونه نيست، من مدرك A آسيا ندارم اما يك مدرك دارم كه فقط چند نفر در ايران دارند.
چه مدركى؟
< ليسانس بين المللى فيفا را دارم كه از مدرك A آسيا بسيار معتبرتر است. چند وقت پيش آقاى خداداد از فيفا استعلام كرد كه اين مدرك معتبر است و فدراسيون بين المللى فوتبال پاسخ داد كه اين مدرك مورد تأييد ما است و دارندگان آن مى توانند در ليگ حرفه اى مربيگرى كنند.
اما در كل شما مدرك A آسيا نداريد و هم اكنون در ليست سياه فدراسيون قرار داريد؟
< اگر شما مى خواهيد اينگونه فكر كنيد آزاد هستيد. من خودم مى دانم مدركم معتبر است و همين كافى است.
اصرار ما مبنى بر داشتن اين مدرك بر اين است كه دارندگان اين مدرك موظفند به زبان انگليسى تسلط كافى داشته باشند تا در جريان آخرين متدهاى علم فوتبال باشند. شما به زبان انگليسى مسلط هستيد؟
< نه، نيازى ندارم كه با اين زبان آشنا باشم. من در ايران كار مى كنم و با زبان فارسى با بازيكنانم حرف مى زنم. قرار نيست كه در تمرين با بازيكنانم انگليسى حرف بزنم. اين قانون را براى آن وقت گذاشتند كه اگر يك مربى خواست به كشور ديگر برود بتواند با ديگران و بازيكنانش ارتباط برقرار كند.
اما محمود خان، تسلط بر زبان انگليسى تنها به اين معنا نيست. فيفا مى گويد مربى حرفه اى بايد زبان بين المللى را به خوبى فرا بگيرد كه بتواند از آن براى ارتقاى دانش خود و بازيكنانش سود ببرد؟
< اى آقا، شما به چه چيزهايى فكر مى كنيد. من هر بار كه مقاله اى تخصصى داشته باشم سريع به يك مترجم مى دهم كه آن را براى من دقيق و صحيح ترجمه كند. گمان نمى كنم اين مسأله اين قدر مهم و ضرورى باشد كه من فكر خودم را مشغول به آن كنم.
آقاى ياورى برگرديم به مسأله توطئه. شما گفتيد در ابومسلم عليه شما توطئه شد. ماجرا از چه قرار بود؟
<هيچى، ۲ تن از دوستان عزيز شب قبل از بازى با بازيكنان ما تماس گرفتند و به آنها وعده هاى رنگارنگ دادند. در حالى كه شما در مطلب ۲ روز پيش خود اعلام كرديد كه من آنها را متهم به جاسوسى كردم. به والله اينطور نبود كه شما نوشتيد.
آن ۲ نفر چه كسانى بودند؟
< نام آنها را نمى برم، اما در آن زمان خود بازيكنان را كنار كشيدم و گفتم در جريان تمام اتفاقات هستم و اگر ببينم كوچكترين حركتى از سوى شما انجام گرفته بدون دردسر خطتان مى زنم.
چرا نام آن ۲ نفر را نمى بريد؟
<لازم نيست بزرگشان كنم. من به سردار ملاحى مديرعامل وقت ابومسلم گفتم كه آقاى X و Yبا بازيكنان از جمله ارشاد يوسفى، محمود مصلى و چند نفر ديگر تماس گرفته بودند كه ما شما را فصل بعد به اصفهان مى بريم كه خوشبختانه با اقدام به موقع مديرعامل مشكل حل شد.
خب چرا اين حرف ها را همان زمان نگفتيد، اگر آن موقع اين سخنان را به زبان مى آورديد دچار اين همه دردسر
نمى شديد؟
< كدام دردسر؟ شما فكر مى كنيد با ۳-۲ نوشته شما من به دردسر مى افتم. من به خداى خودم اعتقاد دارم. خيلى از مربيان ايران بودند كه در برابر اين نوع رفتار ها سريع واكنش نشان مى دادند اما حالا آنها كجا هستند و من كجا؟
حالا زمان استقلال اهواز و برق است. چه دفاعى از عملكرد خود در اين ۲ تيم داريد؟
< تنها همين را مى گويم كه من اين ۲ تيم را در ليگ نگه داشتم. حالا مى خواهند بگويند من سنتى و تاريخ مصرف گذشته ام. براى خودم مهم است كه وجودش را داشتم كه اين تيم ها را در ليگ نگه دارم حالا بيايند هزار حرف پشت سرم بزنند.
از محمد ياورى انتظار نداشتيم اين قدر منطقى در برابر انتقادات واكنش نشان دهد. در وهله اول به نظر مى رسد كه شما يك فردعصبانى باشيد اما اينگونه نبود.
< عيب بزرگ شما اين است كه درباره آدم ها زود قضاوت مى كنيد و آنها را سريع به دادگاه مى فرستيد تا حكم اعدامشان تأييد شود اما تا قبل از رسيدن به دادگاه متهم را منفجر مى كنيد.
اما ما همچنان معتقديم كه شما و ساير هم رديفان تان جزو مربيان سنتى هستيد و بايد به عنوان مشاور و مدير فنى در فوتبال فعاليت كنيد.
< خدا شما را به راه راست هدايت كند. من اگر ۵۰ سال با شما صحبت كنم نمى توانم شما را متقاعد كنم كه سنتى نيستم اما يقين داشته باشيد انتهاى فصل به اين نتيجه مى رسيد كه من سنتى نيستم.
بازديد : 57