دلال ها فوتبال ايران راتهديد مى كنند -

ایران ورزشی-جمع كردن ۳ نفر دور يك ميز، آن هم با گرايش هاى مختلف خيلى سخت به نظر مى رسيد اما ميزگرد ما بدون چالش برگزار شد.
فوتبال حرفه اى محور بحث دكتر خبيرى، دكتر احسانى و بهمن فروتن بود. هر ۳ از يك دريچه به موضوع نگاه مى كردند. بهمن فروتن در قامت يك مربى كه زير پوست فوتبال را لمس كرده به مسائلى اشاره كرد كه ديالوگ اصلى او با رسانه ها در ۲ سال اخير بوده است. دكتر خبيرى كسى كه قوانين مربوط به ليگ حرفه اى را تدوين كرده است به موضوعاتى اشاره كرد كه چالش هاى پيش روى فوتبال حرفه اى بود. دكتر احسانى هم نقد خود را معطوف به مديريت ورزش كرد و بى برنامگى را مانع اصلى حرفه اى شدن فوتبال مى داند.
مباحث مطرح شده در ميز گرد فوتبال حرفه اى ايران ورزشى كاملاً علمى و تئوريك است و موضوعات حاشيه اى هيچ گاه بحث ما نبوده است.
به همين دليل ايران ورزشى آمادگى دارد كه مباحث موجود را به نقد بگذارد. بهتر است بگوييم ميزگردهاى ايران ورزشى تريبون آزادى است براى بررسى و مشكلات ورزش كشور.
از اينكه در ايران ورزشى هستيد، متشكريم. ميزگرد ما در مورد فوتبال حرفه اى و چالش هاى فراروى فوتبال حرفه اى است؛ فكر مى كنيد در آستانه ورود به هفتمين سال برگزارى ليگ چقدر به فوتبال حرفه اى نزديك شده ايم؟
< خبيرى: فوتبال حرفه اى يك فرآيند است، پروژه اى كه براى رسيدن به آن پروسه زمانبندى شده اى وجود دارد. ما نمى توانيم اعلام كنيم كه از فردا مى خواهيم حرفه اى شويم، بعد از آن نام فوتبال خود را حرفه اى بگذاريم. هر فصلى كه مى گذرد، زمان و برنامه خود را دارد. بايد به اين نكته توجه كنيم كه بخشى از فوتبال حرفه اى ليگ است...
به هر حال ليگ برآيند كلى فوتبال است.
< خبيرى: كاملاً صحيح است اما به نظر من روش بحث درست نيست. به اين منظور كه فوتبال امروز صنعت، سياست، اقتصاد، فرهنگ و... است، ليگ هم بخشى از فوتبال است. در اين ميزگرد، با كمك دوستان، فكر مى كنم چالش هاى رسيدن به فوتبال حرفه اى در ايران را بررسى مى كنيم اما در زمانى كه گفتيم مى خواهيم فوتبال حرفه اى داشته باشيم، از حداقل ها شروع كرديم، در يك پروسه زمانى مى خواستيم به حداكثرها برسيم اما در راه حرفه اى شدن ما موانعى داشتيم؛ مسائل مديريتى، اجتماعى و اقتصادى را مى گويم. اما به هر حال شروعى داشتيم؛ تلقى كه در مورد ليگ ما وجود داشت، مى گفتند نيمه حرفه اى. اين موضوع هم مى تواند يكى از مباحث امروز ما باشد.
< فروتن: به جرأت مى توانم بگويم كه ليگ فوتبال ايران، ليگ حرفه اى است. چرا مى گويم حرفه اى، به خاطر اينكه من در ۲ سالى كه در فوتبال ايران كار مى كنم حقوق مى گيرم و ماليات مى دهم و بازيكنان هم همين طور. زمانى كه يك فرد جايى كار كند و حقوق بگيرد و به خاطر اجرت اش ماليات بدهد، مى شود حرفه اى. يك مثال بزنم؛ شما حساب كنيد يك كارخانه كفش است كه كفش توليد مى كند و يك زيرپله اى هم هست كه پينه دوزى نشسته با ۲ تا سوزن كفش مى دوزد. آن پينه دوز حرفه اى است چون كار مى كند و كارش هم خوب است؛ مثل فوتبال ما كه فوتبالش خوب است و پر از استعداد. اين مثال را به خاطر اين زدم كه بگويم فوتبال ما حرفه اى است؛ اما حرفه اى ندار، بدون امكانات نرم افزارى و سخت افزارى. با سازمان فوتبال ما، ساختار باشگاه هاى فوتبال ما حرفه اى ندار است در مقابل حرفه اى هاى دارا، مثل كارخانه كفش و پينه دوز.
< احسانى: ليگ فوتبال از نظر مالى حرفه اى است چرا كه ساختار و سازماندهى آن در ميان حداقل هاى فيفا است. براى اينكه تفكر حرفه اى را به وجود بياوريم و تعريف درستى از فوتبال حرفه اى داشته باشيم، بايد استراتژى تعريف كنيم. متأسفانه ما ۶ سال پيش كه استارت ليگ حرفه اى را زديم، سير حركتى خود را مشخص نكرديم. بعد از اين ۶ سال كجا هستيم؟! وقتى ما داريم ورزش حرفه اى را بررسى مى كنيم از نظر مالى خيلى خوب مورد توجه قرار گرفته است، اما اين نكته مغفول افتاده كه ورزش حرفه اى و فوتبال حرفه اى فقط مسائل مالى نيست و ابعاد بسيار گسترده اى دارد. از نظر ساختارى، مديريتى، فرهنگى، تيم هاى پايه، اخلاق بازيكنان، تأسيسات و... نيز بايد حرفه اى باشد؛ وقتى مى گوييم حرفه اى بايد حداقل هاى فيفا را لحاظ كنيم. متأسفانه ليگ فوتبال ايران فقط از لحاظ مالى حرفه اى شده است، از همه جهات ديگر غير حرفه اى است و كار زيادى داريم.
شايد اين برمى گردد به ساختار فوتبال ايران كه ليگ دولتى - حرفه اى است. از لحاظ تعريفى مى گويم، در كنار ما كشورى است كه تا چند سال پيش ليگى همانند فوتبال ايران داشت، اما با برنامه ريزى و تدوين استراتژى به يك باره هم فوتبالشان تغيير كرد.
< خبيرى: بله. در تركيه اين اتفاق افتاده است. همانطور كه دوستان اشاره كردند در فوتبال ما مسائل مالى به عنوان نماد حرفه اى گرى معروف شده است. بله اين مسائل وجود دارد، داد و ستد و مباحث مالى جزو فوتبال است اما نكات ديگرى هم وجود دارد. به اين نكته اشاره نشده است كه خلأ قانونى و حقوقى بسيار زيادى داريم؛ در موضوعات نقل و انتقالات و مسائل ديگر معتقدم فوتبال ايران، فوتبالى كاريكاتورى است. اين را به اين دليل مى گويم كه در كاريكاتور اساساً توازن رعايت نمى شود. فوتبال ما نظم ندارد، انضباط مالى ندارد. اين را بايد بپذيريم كه مسائل مالى روشن نيست. گردش مالى فوتبال عمدتاً از ناحيه دولت صورت مى گيرد و به خاطر اعتماد به مجموعه فوتبالى مورد حمايت پول به حساب باشگاه واريز مى شود. به خاطر اينكه اعتماد حرف اول مبادلات دولتى است. پول را به يك آدم امين و معتمد مى دهند و مى گويند در فوتبال يا ورزش هزينه كند اما متأسفانه اين افراد عمدتاً اطلاعات ندارند. خيلى از اين افراد كه اين اختيارات را دارند فقط به صرف اعتماد، بيشتر منابع مالى را در اختيار دارند. خب اين فرد به طور غير تخصصى وارد مسائل فوتبال مى شود، هزينه مى كند، زيرساخت فوتبال كاريكاتورى از اينجا آغاز مى شود.
پس شما اعتقاد داريد مشكل اصلى مديريتى است؟
< خبيرى: متأسفانه مديريت باشگاه ها، تخصصى نيست و فقط به دليل اعتمادى است كه وجود دارد. اين افراد هم به جاى اداره فوتبال، آن را به هم مى ريزند. خيلى از مسائلى كه ما با آن روبرو هستيم به اين دليل است. چطور ممكن است كه يك بازيكن در يك سال تا ۲۰۰ ميليون تومان افزايش قيمت دارد دليل آن هم فقط عدم وجود ضابطه است. يك دلال در يك سال به اندازه يك بازيكن درآمد دارد. متأسفانه برخى از رسانه ها هم در اين مورد وارد شده اند. بدون اينكه بخواهيم نسبت به آنها جسارتى داشته باشيم، اما اين كار زيبا نيست؛ از طريق رسانه وارد بازار نقل و انتقالات شدن كار خوبى نيست و اين هم برمى گردد به كاريكاتورى بودن فوتبال. وقتى مى گوييم حرفه اى، بازيكن دربست در اختيار باشگاه است اما الان مى بينيم بازيكن بدون تعهد است و فقط در باشگاه تمرين مى كند و تمام كارهايش را بيرون باشگاه انجام مى دهد. البته اين هم برمى گردد به حرفه اى نبودن باشگاه ها.
<فروتن: من ميان ۲ تا دكتر نشستم، كارم يك مقدارى سخت شده است. با اين حال مخالفت خود را با نظرات اين ۲ دكتر اعلام مى كنم. ببينيد، يك تعريف هايى است از فوتبال حرفه اى كه مشخص و معين هستند ولى بايد بدانيم كجاى دنيا، در كدام مملكت و كدام قاره اين تعريف را از باشگاه حرفه اى مى كنند. الان در جايى هستيم كه يك طرف ديگر ما در دوران پسامدرن به سر مى برند و ما اينجا هنوز داريم در مورد مدرنيته بحث مى كنيم و چالش داريم. طبيعى است كه ما يك مشكلات ساختارى و سخت افزارى داريم، در مقابل آن هم معضلاتى داريم كه در ارتباط مستقيم با فرهنگ، آداب و سنن ماست. به همين دليل نمى توانيم تصورات خود از فوتبال حرفه اى را منطبق كنيم با داشته هاى موجود. در مورد اخلاق حرفه اى بازيكنان هم بايد بگويم كه بازيكنان اروپايى كه حرفه اى هم هستند بسيار سخت كنترل مى شوند و در مقايسه با بازيكنان ايرانى قابل قياس نيستند. بازيكنان اروپايى ساعت ۱۱ شب از پنجره بيرون مى روند و ۵ صبح مى آيند. بايد بدانيم فوتباليست ها از كدام طبقه مى آيند و وقتى ميليونر مى شوند چه اخلاقى دارند.
اما قالب هاى فوتبال حرفه اى منافاتى با فرهنگ و طبقه اجتماعى افراد ندارد؟
< فروتن: چرا منافات دارد. يك فوتباليست قبل از مسابقه به جاى تمركز ساعت ها جلوى آينه است. اين در منافات با فرهنگ ما نيست؟ اشكال زشتى كه روى بدنشان خالكوبى مى كنند.
اينها كه ظاهر فوتبال حرفه اى است.
< فروتن: من اصرار مى كنم روى حرف خودم. به طور مثال فوتبال حرفه اى مى گويد ساعت ۱۰ شب براى آرامش، يك فوتباليست بايد بخوابد اما تازه براى فوتباليست حرفه اى ايران ساعت ۱۱ شب ميهمان مى آيد.
اينها مشكل اصلى فوتبال ايران نيست. معتقدم كه بيشتر از همه اينها مشكل سخت افزارى داريم و البته نرم افزارى آن هم برمى گردد به مديريت ورزش.
< فروتن: ما صددرصد حرفه اى هستيم. منتها با يكسرى كمبودها و ندارى ها. يك بازى از ليگ انگلستان را مى ديدم در يك استاديوم زيبا و چمن عالى. گفتم اگر بچه هاى ما در اين چمن يك سال فوتبال بازى كنند ۵۰ درصد رشد مى كنند.
حرف ما هم همين است، مشكل سخت افزارى داريم.
< فروتن: خب بله!
اما آنها خودشان ساختند.
< فروتن: ما هم مى توانيم. ما در وهله اول هنوز نتوانسته ايم يك فوتبال تميز و شفاف درست كنيم.
< احسانى: همه دنيا در آغاز كار با كمك دولت ورزش حرفه اى را كليد زدند. مثل يك نوزاد كه تا روزى كه روى پاى خود بايستد مورد حمايت قرار مى گيرد. من فكر مى كنم ورزش حرفه اى را اينطور نگاه نكرديم چون استراتژى نداشتيم. امكان دارد كه دولت و فدراسيون فوتبال علاقه داشته كه فوتبال حرفه اى شود اما برنامه اى نداشته است.
< فروتن: اين درست است!
< احسانى: به هر حال ما بايد بعد از ۶ سال به يك جايى رسيده باشيم. حركتى را آغاز كرده ايم و بايد نقطه A به B رسيده باشيم اما متأسفانه به دور يك دايره چرخيده ايم اين هم برمى گردد به بى برنامگى براى ورزش.
دليل عدم برنامه ريزى چه بود؟
< احسانى: باز هم برمى گردد به برنامه ريزى. شما اگر برنامه اى داريد در برنامه خود مى گويند بعد از ۵ سال مدير باشگاه، ليگ و بازيكن، مربيو داور داراى اين شاخصه ها هستند و حداقل هاى مجوز دادن به يك باشگاه براى فعاليت ورزشى اين شاخصه هاست. چون اين را نداريم نمى توانيم بگوييم چه كرده ايم.
مرحله دوم اما نگاه دولت به خصوصى سازى است. براى خصوصى سازى هم بايد برنامه داشته باشى، يك شبه نمى توانيم حرف از خصوصى بودن بزنيم. نگاه مجموعه هاى بالادستى ورزش متأسفانه به شكلى است كه بيشتر سليقه اى به نظر مى رسد. يك بودجه اى را به مديرى كه خود گذاشته اند مى دهند و آن مدير هم هزينه مى كند. اين موضوع حتى به مسائل ديگر ورزش هم تعميم داده شده است، اگر فشارهاى FIFA براى آموزش مربيان نبود، هر مربى كه دوست داشتند را بدون طى كردن مراحل وارد چرخه فوتبال مى كردند.
چرا اين اتفاق رخ مى دهد؟
< احسانى: دليل اول به نادانستگى برمى گردد. اما موضوع دوم به اين دليل است كه منافع كسانى و گروهى به خطر مى افتد.
آقاى خبيرى موانع رسيدن به حرفه اى شدن چه بود؟ به هر حال شما مسؤول تدوين قوانين حرفه اى شدن فوتبال در زمان آقاى صفايى فراهانى بوديد.
< خبيرى: بله. من مسؤول مقدمات اين كار بودم، طرحى هم نوشته شد اما ما موانع زيادى داشتيم و اجراى برنامه خيلى سخت بود. فدراسيون هم به سادگى نمى توانست امكانات و سخت افزار كار را مهيا كند. از طرفى ديگر هم من مى ديدم كه كشورهايى كه رشته آنچنانى در فوتبال ندارند به سمت حرفه اى شدن حركت كرده اند. ويتنام، اندونزى و ميانمار حرفه اى شده بودند به ما هم ايراد مى گرفتند و مى گفتند شما قبل از انقلاب نيمه حرفه اى بوديد و بايد در پروسه حرفه اى شدن فوتبال آسيا پيشگام باشيد. چند كشور را مطالعه كردم. به طور مثال ويتنام كه مورد مطالعه من بود در سال ۲۰۰۰ آمده بود و با ۵ ميليون دلار از طريق يك شركت اقتصادى ليگ حرفه اى خود را استارت زده بود. آن هم در وضعيتى كه در ليگ فوتبال ويتنام چند تيم فوتبال حضور داشت بدون مؤلفه هاى يك باشگاه. آنجا خيلى به من برخورد؛ گزارشى نوشتم به فدراسيون فوتبال، براى تدوين قوانين ليگ هاى بزرگ دنيا را هم بررسى كرديم. در آسيا هم چند كشور مثل ژاپن را هم مورد توجه قرار داديم.اين خيلى جالب بود براى من. ليگ خيلى با نظم و با برنامه اى داشتند اما متأسفانه شيوه اداره فوتبال ما سليقه اى است. نمى خواهيم به طور مستقل كار ديگر كشورها را اجرا كنيم. اگر الگوى مناسبى دارند آن را عملياتى كنيم. ورزش ما هم متأسفانه اسير!؟ شيوه هاى سليقه اى است. داخل زمين خيلى حرفه اى تر از بيرون زمين عمل كرده ايم. در منطقه سبز به دليل وجود قوانين فوتبال حرفه اى در مورد قرارداد بازيكن، چگونگى حضور مربى و ... حرفه اى تر هستيم اما وقتى پاى خود را از منطقه سبز بيرون مى گذاريم درگير مشكلات مى شويم. رشد كاريكاتورى كه گفتم به اين دليل است. ما مى بينيم كه يك باشگاهى در ليگ حرفه اى وجود دارد كه ساختار عجيب و غريبى دارد؛ مدير آن حتى يك دوره مديريت نديده است چه برسد به حضوردر كلاس هاى مديريت ورزش. به همين دليل است كه وقتى اتفاقى در مورد انتقال باشگاه پاس به استانى ديگر رخ مى دهد نقد علمى صورت نمى گيرد. چطور ممكن است كه بخشى از تاريخ فوتبال را زيرپاى خود له كنيم و اين كار عجيب را انجام دهيم. من مى دانم كه آنهايى كه اين كار را كردند دلشان براى اين مملكت مى سوزد و هزينه هاى زيادى براى حفظ ايران انجام داده اند، عاشق كشورشان بوده اند اما متأسفانه مطلع نيستند، مسائل فوتبال را جدى نگرفته اند.فوتبال در ايران متأسفانه مثل جزيره هاى مستقل مى ماند كه هر كسى كار خودش را مى كند.
< فروتن: نمى توانيم حرفه اى گرى را وارد كنيم. درست است كه يك فرم ساخته شده از قبل هم مى تواند باشد. ما الان يك دوران گذارى را در حرفه اى گرى پشت سر مى گذاريم. نه آن آماتور يا نيمه آماتور هستيم نه حرفه اى.
به خاطر مسائل مالى مى گوييد؟
< فروتن: نه، به طور كلى مى گويم. من امروز در روزنامه دولت مى خواهم برخى از مسائل را بگويم. همه ما معضلات فوتبال را مى شناسيم اما همه ما يك ايرادى داريم در ارتباط با اين مسائل. يا نمى خواهيم آن را بازگو كنيم و اگر مى خواهيم بايد يك مقدار محافظه كارى داشته باشيم. مى ترسيم به خاطر حرف زدن در مورد فوتبال كارمان را از دست بدهيم.
فوتبال يك مجموعه اى است كه هميشه دوست داشته از او تعريف شود، به همين دليل ظرفيت ندارد كه عيوبش گفته شود. هميشه فرار كرده از انتقاد. قبل از جلسه، آقاى دكتر احسانى مى گفت اگر از مسؤولان انتقاد كنيم ناراحت مى شوند. فوتبال هم همين طور است. ما پوست كرگدنى حرفه اى ها را نداريم. من هميشه به بازيكنانم مى گويم شما پوست كرگدن حرفه اى ها را نداريد، شما شكننده هستيد و پوست پيازى، نازك دل و احساساتى. اولين حركتى كه بايد در راه حرفه اى گرى انجام دهيم اين است كه پوست كلفت شويم. مشكل بعدى در خراب دست به دست شدن فوتبال است و هر كس هم كه به نيت درست كردن آمده، چون زيرساخت ها را درست نكرده بناى فوتبال فرو ريخته است تا نفر بعد كه همين كار را كند. مهندس على آبادى به نظر من آدم توانايى است اما راهى كه در فوتبال مى رود بالاخره بنايش مى ريزد. بالاخره فوتبال ويترين همه ورزش هاست. اينجا كه درست شود، بقيه اش درست مى شود. اينكه بسكتبال الان آمده قهرمان آسيا شده در مقابل شكست تيم اميد از عربستان قابل مقايسه نيست.
شما دلايلش را بگوييد.
< فروتن: من مثل شما به خاطر شرايط سنى ام دوست دارم در ۱۰ سال آينده كه زنده ام يك چيزى در فوتبال پيدا كنم. اين شايد خودخواهى نباشد.
سپردن فوتبال به بخش خصوصى خودش يك دوران گذارى مى خواهد؛ زندگى كردن در دوران گذار متوالى، گذر از فوتبال سنتى به حرفه اى و گذار از دولتى به خصوصى، خيلى دلچسب نيست. ما بايد يك مقدار فعل خواستن را بيشتر صرف كنيم. دولت به طور مثال ۱۰۰ ميليارد براى فوتبال كنار گذاشته است. من مى گويم اين ۱۰۰ ميليارد براى فوتبال كم است. به خصوص اينكه دولت اعلام مى كند كه يك مقدارش بدون نظارت از بين مى رود. به عنوان مثال بودجه رئال مادريد چيزى در حدود ۶۰ ميليون يورو است كه قابل مقايسه با بودجه فوتبال يك كشور نيست حالا هيچ كس نمى گويد اين مقدار كم است، رسانه ها نمى گويند و اهالى فوتبال هم.
يعنى توقعى براى زياد شدن بودجه وجود ندارد.
< فروتن: بله! توقعى وجود ندارد. در كشورهاى ديگر كه بودجه دولتى دارند اين پول را بين همه باشگاه ها تقسيم مى كنند و بعد مى گويند اگر پول بيشترى مى خواهيد برويد دنبال اسپانسر. در ايران كه اينگونه نيست. مشكل ما از اينجا شروع مى شود. به يك مدير پول مى دهند مثلاً ۶ ميليارد؛ مديرى كه دريافتى ماهيانه اش يك ميليون تومان است بايد اين ۶ ميليارد را بين ۲۹ نفر تقسيم كند. من نمى خواهم اينجا مديران را ناراحت كنم. من اگر مدير باشم ۳۰۰ ميليون را اولش مى گذارم توى جيبم. فرشته نيستم، آدم هستم. در فوتبال آدم هايى هستند كه تيم را مى چينند. به قول اروپايى ها كه در مورد دلال ها مى گويند ۲ تا پاى چپ دارند. يعنى اينكه چيزى بلد نيستند. خوب معادله را آسان كنم. من مدير ماهى يك ميليونى به دلال براى آوردن بازيكن ۲۰۰ ميليون تومان مى دهم. اين مكانيزيم در هيچ جاى دنيا نيست. من نمى توانم ۳۰۰ ميليون را يكدفعه بگذارم توى جيبم، بالاخره بايد حساب و كتاب پس بدهم. خوب مربى مى آورم كه اين كارها را بلد باشد.
اينها را كه مى گوييد الان در فوتبال ايران انجام مى شود؟
< فروتن: ما سيستم توزيع سرمايه مان در ليگ حرفه اى غلط است. فوتبال ما فوتبال دلاليسم است نه فوتبال كادرهاى مربيگرى و مديريتى. ما به اين دليل به عربستان مى بازيم كه پروسه انتخاب مربى تيم اميد غلط است و دراتاق هاى دربسته كار انجام مى شود.
فوتبال ايران دچار مشكلاتى است كه ديوار آن ترك برداشته است. اگر جلوگيرى نكنيم ديوار فوتبال فرو مى ريزد.
بايد چه كنيم؟
< فروتن: بايد پول بين بازيكنان و مديرباشگاه تقسيم شود، دلال ها از تيم دور شوند و نظارت وجود داشته باشد. وقتى در فوتبال ملى حقه بازى مى شود بايد از بالا كسى باشد كه نظارت و بازرسى كند.و اينها تمام دلايل عقب ماندگى فوتبال ماست.
پس موضوع امكانات در اولويت دوم است.
< فروتن: بله اين يكى از دلايل اصلى عقب ماندگى ماست. در مورد امكانات پسرفت فوتبال ايران هم در ارتباط با امكانات بود. فوتبال خيابانى آلمان وقتى از بين رفت كه زمين هاى فوتبال محلات به خاطر توسعه شهرنشينى به پاركينگ تبديل شد و ... حالا دولت آلمان دوباره شروع كرده است. امكانات پايه اى درست مى كند. ما گذشته اى داشته ايم كه وقتى تيم ملى مى رفت اردو از سقف اتاق رتيل پايين مى افتاده پايين اما آن موقع خوب بوديم، نسل طلايى داشته ايم. دكتر خبيرى ها و احسانى ها از آن نسل هستند. بگذاريد راحتتان كنم مشكلات فوتبال ما اينهاست، فرقه گرايى، عدم توزيع مناسب سرمايه و سخت افزار اصلاً وجود ندارد، آدم هاى درست فوتبال بيرون هستند و ... خوب كى بايد به اين گوش بدهد؟ به نظرم دولت.
< احسانى: چون برنامه نداريم. تدوين بودجه هم بى اساس است. سازمان ورزش مثلاً در ميانه سال مبلغى را از دولت درخواست مى كند، دولت هم نصف آن را مى دهد از خوشحالى ذوق مى كنيم. اين نشان دهنده عدم برنامه ريزى در ورزش است. چرا كه در ليگ برنامه مدون و جدول زمانبندى براى تحقق آن تهيه نمى شود و به تبع آن بودجه هم. چون برنامه محور نيستم، دچار روزمرگى مى شويم. به همين دليل مديران ورزش عادت دارند حقوقى بگيرند و كارتابلى را امضا كنند. اين به هيچ وجه مديريت ورزش نيست، اسمش رياست است. مفهوم مديريت يك چيز ديگر است: فن برنامه ريزى تدوين جدول زمابندى و تعيين بودجه. نمى توانيم براى كار تأسيسات، يك حسابدار بگذاريم. هر كسى بايد با توجه به فن و تخصص اش به كار گرفته شود. پيشنهاد من اين است كه دولت بايد از ورزش كشور برنامه بخواهد؛ برنامه محورى مهمترين حلقه مفقوده تحقق حرفه اى گرى در ورزش است. در گام بعد بايد افرادى به كار گرفته شوند كه توانايى اجراى برنامه را داشته باشند.
< خبيرى: انگلستان يك برنامه ۲۰ ساله اى دارد كه براى تدوين آن
۲ سال تلاش شده است و هر ۶ ماه يك بار گزارش پيشرفت آن كنترل مى شود اما در كشور ما يك طرح جامع ورزشى نوشته شد. اين طرح الان كجاست. مثل مهندسى مى ماند كه براى ساختمان نقشه نداشته باشد. ما هم براى حركت خود يك برنامه اى مى خواهيم كه ورزش را به جلو حركت دهد. اصلاً اعتقادى براى اين مسأله وجود دارد؟ فوتبال ما مثل ساختمان مى ماند نقشه مى خواهد، مشكل ما سخت افزارى نيست اما مسأله فوتبال ما يك چيز ديگر است متخصصانى مى خواهد كه اين نقشه را براى پيشرفت تدوين كنند، هدفگذارى كنند، جدول زمانبندى ارايه دهند و مسائل مالى اش هم تأمين شود. ما اگر۱۰۰ سال در يك اتاق تاريك در بسته بنشينيم، نقشه برون رفت از اتاق تاريك را نداشته باشيم، نمى توانيم بيرون بياييم.
جلسه ما بالاخره به نااميدى ختم شد.
< خبيرى: اميدى ندارم. رويكردها غلط است. چرخ را نبايد از نو اختراع كنيم. تجربه هاى ديگران چراغ پيش روى ماست. وقتى از مدل تركيه حرف مى زنيم نمى توانيم راه ديگرى جز بررسى الگوهاى مناسب و بعد از آن اجراى آنها داشته باشيم.باشگاه پاس به دليل همين بى برنامگى ها و سليقه اى عمل كردن از بين رفته است. چلسى را ۱۰ بار خريد و فروش كرده اند، اما نامش چلسى است و سرجاى خود باقى مانده نه اينكه به طور كلى ناديده گرفته شود. جهت ما غلط است.
فروتن: به تازگى هواپيماى مسافربرى غول پيكرى ساخته شده است كه مى گويند براى نشست و برخاست آنها بايد باندهاى جديدى ساخت. نسبت فوتبال ما و حرفه اى شدن همين است. هواپيماى حامل دكتر خبيرى و احسانى مى خواهد به زمين بنشيند اما باند پروازى ما درست نيست. نمى توانيم بگوييم خوب هواپيما تو به زمين نيا ما آماده پذيرايى از تو نيستيم. فوتبال ما اگر پيشرفت مى خواهد بايد متخصص ها در آن حضور داشته باشند.من به تازگى با آقايى در فوتبال آشنا شده ام كه مى گويند ۶۰ درصد فوتبال است يعنى ۶۰ درصد فوتبال ما را به طور غير مستقيم اداره مى كند.
شما هم كه نااميد هستيد.
< فروتن: نه اين نق زدن ها و انتقاد كردن ها به خاطر اين نيست كه من آدم بدبينى هستم. نه، خيالپردازى هم نمى كنم. چرا نبايد به باخت اميد ايران مقابل عربستان نق نزنم. در زمين خودمان و چنين شكست مفتضحانه اى.
من حرف دارم. دولت بايد از فوتبال حمايت كند. بايد حضور آن آقاى
۶۰ درصد دلال را در فوتبال محدود كند. بايد شجاعت مقابله با آنها را داشته باشد. نبايد خود را كنار بكشد. من متأسفم به خاطر اينكه همه چيز خوب ما در گذشته است. مكتب دهدارى كه مكتب اخلاق بود درگذشته رخ داده يعنى ما در زمان حال هيچ نداريم يا در آينده برنامه اى نيست كه بايد به گذشته افتخار كنيم.
از اينكه در اين ميزگرد شركت كرديد، ممنون هستم. به هر حال اين اولين قدم ما بود.
بازديد : 161